Post #1749
350
( چکیده تاریخ ایران)
☘️ انقلاب محمود، گامی در فروپاشی اقتدار مرشد کامل
#رضا_احمدی
🟣 حاکمیت میرویس
از دست رفتن قندهار، ثروتمندترین و مهمترین ایالتهای شرقی دولت صفوی بود، بلکه نشانهای از کاهش اقتدار دولت مرکزی و ناتوانی آن در مدیریت بحرانهای سیاسی و نظامی در شرق کشور به شمار میرفت.
نخست، شاه سلطان حسین کوشید با استفاده از روشهای مسالمتآمیز، میرویس را به اطاعت بازگرداند و با ارسال نامه و خلعت، راهی برای مصالحه ایجاد کند؛ اما میرویس با دستگیری نمایندگان شاه، عملاً نشان داد که قصد بازگشت به وضعیت پیشین را ندارد.
دربار برای سرکوب شورش، خسروخان، پسر برادر گرگینخان، را به فرماندهی سپاه منصوب کرد تا انتقام خون گرگینخان بگیرد
اختلاف میان جناحهای دربار، بهویژه مخالفت برخی درباریان با گرجیان، موجب شد که عملیات نظامی قندهار تنها یک اقدام نظامی برای بازپسگیری یک ایالت نباشد، بلکه به عرصهای برای رقابتهای سیاسی داخلی نیز تبدیل شود.
دربار لشکری ناهمگون ازایرانیان، قزلباش و گرجیان سازمان داد که برخی از آنها با میرویس در ارتباط بودند و گزارش حرکت لشکر را اطلاع می دادند
اختلافات میان نیروها، دشواری اطاعت از فرماندهی مسیحی و رقابتهای درونی، انسجام سپاه را تضعیف کرد. میرویس با شناخت شرایط منطقه و ضعفهای سپاه صفوی، با جنگ نامتقارن،پنهان سازی محصولات کشاورزی، مسدودکردن منابع آب و تخریب امکانات موجود در مسیر حرکت سپاه، تلاش کرد مهمترین نقطه ضعف آن، یعنی وابستگی به تدارکات، را هدف قرار دهد. در نتیجه، سپاه خسروخان پیش از رسیدن به مرحله تعیینکننده نبرد، با کمبود آذوقه و علوفه و فرسایش نیروها روبهرو شد.
سررشتهدار تحمیلشده از سوی دربار، اطلاعات نظامی را در اختیار میرویس قرار میداد.
میرویس به لشکرگرسنه، خسته وگرفتار اختلافات داخلی، حمله کرد و سپاه خسروخان شکست خورد و فرمانده آن کشته شد.
تثبیت قدرت میرویس
تلاشهای برای بازپسگیری قندهار با شکست روبهرو شد، به تدریج تصور شکست ناپذیری دولت صفوی را در میان نیروهای محلی از بین برد و اعتمادبهنفس افغانها را افزایش داد.
🟢 از میرویس تا میر محمود
پس از مرگ میرویس در سال ۱۱۹۳ش، برادرش میرعبدالله جانشین او شد. سیاست میرعبدالله با رویکرد میرویس تفاوت داشت. او به جای ادامه مسیر استقلال کامل، رویکردی میانهروانه در پیش گرفت و پس از مدتی حکومت مستقل، به فرمان شاه سلطان حسین گردن نهاد.
میرعبدالله تلاش کرد با حفظ نوعی خودمختاری، رابطهای قابلقبول با دربار صفوی برقرار کند. پیشنهاد او این بود که حکومت قندهار و مناطق تابع آن در اختیار خاندانهای محلی باقی بماند و مالیات نیز کاهش یابد. پشتونها تندرو به رهبری مجمود پسر میرویس به مخالف علیه سیاست های میاروانه میر عبدالله بودند و دید آنها این شیوه عقبنشینی از دستاوردهای میرویس تلقی شد.
کودتای علیه عمو
میر محمود، به تدریج به مرکز مخالفت با عموی خود تبدیل شد وعموی خود را به قتل رساند، قتل میرعبدالله ، آغاز مرحله جدیدی از تحولات شد؛ مرحلهای که در آن، هدف صرفاً حفظ استقلال محلی نبود، بلکه گسترش قدرت سیاسی و نظامی افغانها نیز دنبال میشد.
میر محمود با تکیه بر میراث سیاسی پدرش و استفاده از نارضایتیهای موجود، توانست حمایت گروههای مختلف را به دست آورد و حوزه نفوذ خود را گسترش دهد. هزارههای شیعهمذهب را به زیر سلطه خود درآورد و نفوذ دولت صفوی را در منطقه کاهش داد.
🔴 سیاست دوگانه
محمود در برابر دربار صفوی نیز سیاستی دوگانه در پیش گرفت. از یک سو، از رویارویی مستقیم با اصفهان پرهیز میکرد و تلاش داشت زمان لازم برای تقویت موقعیت خود به دست آورد؛ از سوی دیگر، با گسترش قلمرو و نفوذ نظامی، پایههای قدرت مستقل خود را تحکیم میکرد.
محمود با شکست شورشیان ابدالی هرات نفوذ خود در هرات گسترش داد و نشان داد که توانایی گسترش حوزه نفوذ حود را گسترش دهد.
محمود سر اسداللهخان ابدالی همراه با نامه صلح به اصفهان، ارسال کرد. محمود میکوشید دربار صفوی را نسبت به خود مدیریت کند.
شاه سلطان حسین با ارسال خلعت، شمشیر، اسب و لقب «حسینقلیخان صوفی صافیضمیر» و اعطای حکم امارت قندهار، عملاً موقعیت او را به رسمیت شناخت.
در نهایت، بحران قندهار از یک شورش منطقهای آغاز شد، اما در نتیجه ضعف ساختار سیاسی و نظامی صفویان، به بحرانی فراگیر تبدیل شد که چندی بعد خود را در حرکت محمود افغان به سوی اصفهان و سقوط دولت صفوی نشان داد.
https://t.me/Nasim_Tarikh
https://chat.whatsapp.com/IcaiaEPDT76EBieB4a1zZc
آدرس کانال ایتا نسیم تاریخ https://eitaa.com/Nasim_Tarikh
Telegram نسیم تاریخ اطلاع رسانی تاریخ ایران ☘️ انقلاب محمود، گامی در فروپاشی اقتدار مرشد کامل
#رضا_احمدی
🟣 حاکمیت میرویس
از دست رفتن قندهار، ثروتمندترین و مهمترین ایالتهای شرقی دولت صفوی بود، بلکه نشانهای از کاهش اقتدار دولت مرکزی و ناتوانی آن در مدیریت بحرانهای سیاسی و نظامی در شرق کشور به شمار میرفت.
نخست، شاه سلطان حسین کوشید با استفاده از روشهای مسالمتآمیز، میرویس را به اطاعت بازگرداند و با ارسال نامه و خلعت، راهی برای مصالحه ایجاد کند؛ اما میرویس با دستگیری نمایندگان شاه، عملاً نشان داد که قصد بازگشت به وضعیت پیشین را ندارد.
دربار برای سرکوب شورش، خسروخان، پسر برادر گرگینخان، را به فرماندهی سپاه منصوب کرد تا انتقام خون گرگینخان بگیرد
اختلاف میان جناحهای دربار، بهویژه مخالفت برخی درباریان با گرجیان، موجب شد که عملیات نظامی قندهار تنها یک اقدام نظامی برای بازپسگیری یک ایالت نباشد، بلکه به عرصهای برای رقابتهای سیاسی داخلی نیز تبدیل شود.
دربار لشکری ناهمگون ازایرانیان، قزلباش و گرجیان سازمان داد که برخی از آنها با میرویس در ارتباط بودند و گزارش حرکت لشکر را اطلاع می دادند
اختلافات میان نیروها، دشواری اطاعت از فرماندهی مسیحی و رقابتهای درونی، انسجام سپاه را تضعیف کرد. میرویس با شناخت شرایط منطقه و ضعفهای سپاه صفوی، با جنگ نامتقارن،پنهان سازی محصولات کشاورزی، مسدودکردن منابع آب و تخریب امکانات موجود در مسیر حرکت سپاه، تلاش کرد مهمترین نقطه ضعف آن، یعنی وابستگی به تدارکات، را هدف قرار دهد. در نتیجه، سپاه خسروخان پیش از رسیدن به مرحله تعیینکننده نبرد، با کمبود آذوقه و علوفه و فرسایش نیروها روبهرو شد.
سررشتهدار تحمیلشده از سوی دربار، اطلاعات نظامی را در اختیار میرویس قرار میداد.
میرویس به لشکرگرسنه، خسته وگرفتار اختلافات داخلی، حمله کرد و سپاه خسروخان شکست خورد و فرمانده آن کشته شد.
تثبیت قدرت میرویس
تلاشهای برای بازپسگیری قندهار با شکست روبهرو شد، به تدریج تصور شکست ناپذیری دولت صفوی را در میان نیروهای محلی از بین برد و اعتمادبهنفس افغانها را افزایش داد.
🟢 از میرویس تا میر محمود
پس از مرگ میرویس در سال ۱۱۹۳ش، برادرش میرعبدالله جانشین او شد. سیاست میرعبدالله با رویکرد میرویس تفاوت داشت. او به جای ادامه مسیر استقلال کامل، رویکردی میانهروانه در پیش گرفت و پس از مدتی حکومت مستقل، به فرمان شاه سلطان حسین گردن نهاد.
میرعبدالله تلاش کرد با حفظ نوعی خودمختاری، رابطهای قابلقبول با دربار صفوی برقرار کند. پیشنهاد او این بود که حکومت قندهار و مناطق تابع آن در اختیار خاندانهای محلی باقی بماند و مالیات نیز کاهش یابد. پشتونها تندرو به رهبری مجمود پسر میرویس به مخالف علیه سیاست های میاروانه میر عبدالله بودند و دید آنها این شیوه عقبنشینی از دستاوردهای میرویس تلقی شد.
کودتای علیه عمو
میر محمود، به تدریج به مرکز مخالفت با عموی خود تبدیل شد وعموی خود را به قتل رساند، قتل میرعبدالله ، آغاز مرحله جدیدی از تحولات شد؛ مرحلهای که در آن، هدف صرفاً حفظ استقلال محلی نبود، بلکه گسترش قدرت سیاسی و نظامی افغانها نیز دنبال میشد.
میر محمود با تکیه بر میراث سیاسی پدرش و استفاده از نارضایتیهای موجود، توانست حمایت گروههای مختلف را به دست آورد و حوزه نفوذ خود را گسترش دهد. هزارههای شیعهمذهب را به زیر سلطه خود درآورد و نفوذ دولت صفوی را در منطقه کاهش داد.
🔴 سیاست دوگانه
محمود در برابر دربار صفوی نیز سیاستی دوگانه در پیش گرفت. از یک سو، از رویارویی مستقیم با اصفهان پرهیز میکرد و تلاش داشت زمان لازم برای تقویت موقعیت خود به دست آورد؛ از سوی دیگر، با گسترش قلمرو و نفوذ نظامی، پایههای قدرت مستقل خود را تحکیم میکرد.
محمود با شکست شورشیان ابدالی هرات نفوذ خود در هرات گسترش داد و نشان داد که توانایی گسترش حوزه نفوذ حود را گسترش دهد.
محمود سر اسداللهخان ابدالی همراه با نامه صلح به اصفهان، ارسال کرد. محمود میکوشید دربار صفوی را نسبت به خود مدیریت کند.
شاه سلطان حسین با ارسال خلعت، شمشیر، اسب و لقب «حسینقلیخان صوفی صافیضمیر» و اعطای حکم امارت قندهار، عملاً موقعیت او را به رسمیت شناخت.
در نهایت، بحران قندهار از یک شورش منطقهای آغاز شد، اما در نتیجه ضعف ساختار سیاسی و نظامی صفویان، به بحرانی فراگیر تبدیل شد که چندی بعد خود را در حرکت محمود افغان به سوی اصفهان و سقوط دولت صفوی نشان داد.
https://t.me/Nasim_Tarikh
https://chat.whatsapp.com/IcaiaEPDT76EBieB4a1zZc
آدرس کانال ایتا نسیم تاریخ https://eitaa.com/Nasim_Tarikh