#نقد_روشنفکران #اسلام_و_غرب
🍁 فریاد از این تغافل و عقل عقیم ما
— شریعتی و عقل عقیمش
✍️#قربان_عباسی
✂️ چند برش از مقاله (۱/۲)
🍂 ....اندیشههای رهاییبخش هرآن میتوانند در موقعیتی نامناسب به اندیشههایی مخرب و ویرانگر بدل شوند و به جای رهایی و آزادی، بردگی به بارآورند و شکست و یا همان «افتضاحی» که شادروان شایگان برزبان آورد: «متاسفم نسل ما گند زد!».
در میان همنسلان مرحوم شایگان، میتوان به تنی چند اشاره کرد از آن جمله، فخرالدین شادمان، جلال آل احمد، رضا براهنی، سید حسین نصر، فردید، احسان نراقی و دکتر علی شریعتی که هریک در ستیختن با ارزشهای مدرنیته و غربستیزی و پیکار با اهریمن(!) تلاش کردند تا گوی سبقت از دیگران بربایند.
آیزایا برلین همچنین اشاره میکند که نخستین گام برای فهمیدن انسانها، آگاهی از الگوهایی است که بر اندیشه و عمل آنان تسلط مییابد و درآن رخنه میکند. این کار، مانند هر تلاشی برای آگاه ساختن انسانها از مقولاتی که در آن میاندیشند، کاری دشوار و دردناک است و چه بسا پیامدهای سخت ناراحت کننده داشته باشد.
بدون تردید پرداختن به الگو یا الگوهای فکری روشنفکران ایرانی نیز گامیست بسیار دشوار و با پیامدهایی ناراحتکننده؛ بهویژه اگر دامنهٔ آسیبهای فکری این روشنفکران و لغرشهای نظری آنها سرنوشت مردم و کشور را با تاریکی، فقر، نابسامانی، عقبماندگی و درجا زدن تاریخی گره زدهباشد.
تلاش این نوشته بیشتر معطوف به عوامل فرهنگی و نقش روشنفکران در تأسیس این «محنت آفرینی تاریخی» است. بررسی اندیشه روشنفکران نسل دوم ایران نشان میدهد که غربستیزی در ظاهر، و مدرنیتهستیزی در باطن، خصومت با آموزههای بنیادین لیبرالیسم و مکاتب رهاییبخش، تاکید بر اندیشههای چپگرایانه و دینی، ستیز با امپریالیسم چه از موضع چپ و چه از موضع دینداران حاکم، پیامدهایی بسیار دردناک برای ایران و ملت ایران درپی داشتهاست. اندیشههای چپگرایانه نیز ضمن نقد وضع موجود، نقد جهان سرمایهداری، استعمار و استثمار غرب، تودههای مردم را به مبارزه با غرب فرا میخواندند. از دید آنها، غرب همان مفیستلوسی بود که روح خود را به شیطان فروخته بود؛ کلمه شیطان پرکاربردترین کلمه کاربردی آیت الله خمینی با غرب بود...
🍂 ...چه شد که روشنفکران ایرانی همچون «بوف کور» هدایت عمل کردند؟ در اساطیر ایرانی، «بوف» نماد خرد و حکمت و دانایی است. آیا آیا آنها نسبت به ارزشهای مدرنیته کور شده بودند؟ و آیا میتوان افرادی چون جلال آل احمد و دکتر شریعتی را جزو روشنفکران قلمداد نمود؟ پاسخ به این پرسش در گرو تاملی ژرفکاوانه در آرای آنهاست؛ منتها از منظری انتقادی و نه از منظر متعبدانه و پرستشگرانهای که در میان مریدان ایشان رایج است.
کافیست کتاب «سنگی بر گوری» از جلال آل احمد را به دست بگیرید و با نگاهی انتقادی در متن تامل کنید. آل احمدی که نویسنده، مترجم، منتقد اجتماعی و مدرس دانشگاه است و از بزرگان حزب توده بود و به سال ۱۳۲۲ اولین کتاب خود «عزاداریهای نامشروع» را نگاشته بود که در رد مذهب و خرافات بود، در کتاب «سنگی بر گوری» ماهیت تاریکفکرانه خود را برملا میکند....
🌐 مقاله کامل
🔖 ۳۱۴۰ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🗄مرتبط:
📕نقد سخنان سروش پیرامون «تروریسم اسلام و غرب»
📕انقلاب ۵۷ به مثابهٔ شورش علیه رنج حقارت
📻 نسبت علی شریعتی و جورج سورل
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #3436
1.63K