#اسلام_و_غرب
📗اشارات و تنبیهات (۳۱)
✍️#علیرضاموثق
🍂 نگارنده در مکتوباتش، ابتدا ایدۀ «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش» (پیرامون امتناع اسلام در جهان جدید) را مطرح کرد و در گام بعد، کوشید تا نشان دهد، اسلام اساساً «دین» به معنی مجموعهای از آموزهها که دغدغهٔ «عقلانیت، عدالت، معنویت، ایمان و اخلاق» دارد نیست، بلکه «ایدئولوژی سیاسیِ فاشیسم مقدس(+++)» در ذیل «تاریخ جنون» است.
🍂 دکتر سروش بعنوان یکی از بزرگان «نهضت مالهکشی اسلام»، متأسفانه اسم تحریف، مغالطه و پریشانگویی را «رفرم دینی» و «روشنفکری دینی» گذاشتهاست (مضامین و مفاهیم را تغییر دهید و سپس، نام همان مضمون و مفهوم قبلی را تکرار کنید! محتوای اسلام را با مغالطه استحاله نمایید و محصول جدید خود را «اسلام/قرائتی از اسلام» بنامید!).
🍂 دکتر سروش (اینجا)، ادعا میکند که اسلام و مسلمانان با قتل انسان «بیگناه» مخالفند و ترور اشخاصی که فعلِ «زشت و مذموم توهین به محمد بن عبدالله» را انجام دادهاند، از نظر اسلام و مسلمانان محکوم است و اسلامی که به دکتر سروش تعلیم دادهشده، چنین اسلامی نیست و قس علی هذا؛ در این راستا لازم به ذکر است که:
۱) اسلامی که به دکتر سروش تعلیم دادهاند، اگر با قتل و غارت کفار، اخذ جزیه، نجاست کفار، نابرابری حقوقی بین نامسلمان/مسلمان، قتل مرتد و سابالنبی و جهنمی دیدنشان، قطع دست و پای محارب و امثالهم مخالف بودهاست، متأسفانه در محتوا اسلام نبوده و فقط نام اسلام را حمل کردهاست؛ لذا بهتر است دکتر سروش مجدداً در اواخر عمر تا فرصت وجود دارد، به مطالعۀ اسلام بپردازد و اگر آموزههای اسلام با عقل و وجدانش سازگار نیست، صریحاً از اسلام خارج شود.
سابالنبی از دید یک مسلمان راستین که دچار «مدرنیسم و لیبرالیسم» نشده، «گناه» بس بزرگیست و مقتول، بیگناه نیست. ترور آن فرانسویها، عین عمل به اسلام و آموزههای آن است. آن تروریست، مسلمانی واقعیست و نه دکتر سروش که چهرهٔ «خدا، انسان، شیطان، روح، معاد، بهشت، جهنم، جهان و فقه» در قرآن و سنت نبوی را تغییر دادهاست و باز ادعای مسلمانی دارد.
ایشان که همهٔ آموزهها و احکام اساسی اسلام را تغییر دادهاست، بیاید محتوا و فرم نماز و حج و روزه را نیز تغییر دهد و خلاص شویم. چه اشکالی وجود دارد که بنشینیم روی صندلی و با زبان فارسی و به هر جهت که دوست داشتیم با خداوند گفتگو کنیم؟ چرا برویم مکه و سنگ به شیطان بزنیم و گوسفند قربانی کنیم؟
۲) غربیها یا به خاطر ضعف در ناحیهٔ شعور و تدبیر و یا منافع سیاسی -اقتصادی، خطر اسلام را از جمله در ماجرای انقلاب ۵۷ و یا پذیرش مهاجران مسلمان به کشورهایشان، چندان جدی نگرفتند.
اسلام در بنیان با «عقلانیت و عدالت و معنویت» تعارضِ غیر قابل رفع دارد و در تحلیل نهایی، خود داعش و نواب صفویِ تروریستِ جاهل و ظالم است. اسلام دینی «نیمهوحشی» به سیاق آئین وایکینگهاست و برای گذار به «مدنیت و مدرنیت»، غربیها هنوز هم نتوانستهاند توأم با «مالهکشی اسلام»، به مهاجرین مسلمان تفهیم کنند آموزههایی که تحت عنوان «سخن الله» و «کلام مقدس» از کودکی در ذهن مسلمانزادهها تزریق میشود، نباید ملاک عملشان قرار گیرد و باید حقوق بشر را مراعات کنند.
چرا دکتر سروش میگوید، نامسلمانان از حق آزادی بیانشان برای خوشآیند مسلمانان استفاده نکنند؟ قرآن به دگراندیشان فحشهایی چون «حرامزاده، بوزینه، سگ و گورخر» میدهد. از سویی، امثال من نیز از «قرآن و سنت نبوی» دچار حالت تهوع میشویم؛ پس مسلمانان از حق آزادی بیانشان جهت سخن گفتن از اسلام، استفاده نکنند(!)؛ آیا این شد استدلال که دکتر سروشِ روشنفکر مطرح میکند؟!
دولتهای غربی بهتر است مسلمانان را اخراج کنند تا وفق تعبیر سروشِ پسر در مورد محمد، در سایهٔ «پیامبر معزز» اسلامشان زندگی کنند. چرا من نامسلمان باید در جهنمی اسلامی، اصناف رنجها و تهدیدهای ناشی از دین داعشی اسلام را تحمل کنم و کثیری مسلمان مفتخر به پیامبرشان در سرزمین کفار نجس غربی اقامت داشتهباشند؟ دکتر سروش وقتی در ایران، نیمچه تکفیری میشد، در قدرت و نیروهای سیاسی و نیز در حوزههای جهلیه، کثیری حامی داشت (از جمله آخوند منتظری و صانعی) و لذا تک و تنها نبود.
۳) فعالین حقوق بشر و حقوق زنان نیز لطفاً عنایت کنند که تا در کشور ما تکلیف اسلام و آخوند (یعنی مجمع انگلهای اجتماع) روشن نشود، به نحو اساسی، هیچ راهی به دهی نخواهیم یافت. زمانی یک کمونیست به من گفت که به تضاد اصلی توجه ندارم و بیجهت بر نقد اسلام اصرار میورزم؛ به او گفتم:
«احمق! فرهنگ روبنا نیست. تو در اسلام حقوق و ارزشت حتی از سگ کمتر است؛ نجس و مهدورالدم هستی و حق حیات نداری. حال، میخواهی در ذیل حکومت اسلامی یا در جامعهای که مسلمانان به اصناف قدرت مجهزند، حق آزادی بیان، فعالیت سیاسی و تحزب برای مشارکت سیاسی بیابی؟!».
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #2268
2.27K