🍁 آیا اسلام خردپسند است یا خردستیز؟
— سروش در ترازو
✍️#علیرضاموثق
دکتر سروش دباغ و دکتر محسن بنائی، چندی پیش مناظرهای تحت عنوانِ «انسان خردمند چه نیازی به دین دارد؟» در کلابهاوس داشتند و مآلاً هر یک، نکاتی را پیرامون موضوع جلسه بیان کردند. نگارنده نیز در این جستار، به سهم خویش ملاحظاتی انتقادی راجع به موضوع گفتگو و نیز سخنان دکتر دباغ، به اختصار بیان میکند:
۱) دکتر دباغ به دفعات، در مقابل منتقدان اسلام به مقولهٔ ناموجه بودنِ «ذاتگرایی» توسل جستهاست؛ از جمله در گفتگویی که چند سال قبل، با راقم این سطور داشت. در خصوص مبحث «ذاتگرایی» یا «امکان شناخت حقیقت و ذات اشیاء و پدیدهها»، لازم به ذکر است که حداقل مدعای من این نبودهاست که به تمام حقایق اسلام (قرآن و سنت نبوی) از جمیع وجوهِ ممکن و متصور، میتوان دسترسی داشت و نیز گمان نمیکنم که تنها یک تفسیر از اسلام وجود دارد؛ بلکه همانطور که به دفعات توضیح دادهام، سخنم این بودهاست که n ویژگی از اسلام در دسترس است و تفسیرهایی که ارائه میشود را به نحو سلبی میتوان داوری کرد و به اعتبار عمق و سطحِ وجوه افتراق با آموزههای اساسی و بنیادین متن، نقد و ردشان کرد و بدین ترتیب، تفسیرهای معتبر و روشمند را مشخص نمود و برکشید.
دکتر سروشِ پدر (که دکتر سروش پسر تقریباً به نحو مطلق آراء ایشان را تصدیق کردهاست و بسط میدهد)، میگوید که «اسلام ناب و حقیقتِ اسلام» در دسترس ما نیست و اسلام، «بذری» بودهاست که در فرآیندی تاریخی به «درختی تنومند» بدل شده و اینک آن بذرِ نخستین، دیگر وجودِ خارجی ندارد (بگذریم از اینکه این چه نوع گیاهیست که هم گل رافلسیای متعفن میدهد و هم گل یاس).
در مانحنفیه، اگر مراد از مفهومِ «اسلام ناب و حقیقتِ اسلام» تمام ویژگیهایِ اسلام باشد، البته مورد قبول است و تصدیق میکنیم که تمام وجوه اسلام (به معنای قرآن و سنت نبوی) را به دلایلِ هرمنوتیکی و تاریخی و زبانی، نمیتوان فهم کرد؛ منتها نکتهٔ ظریف این است که ما، n ویژگی (نه تمامِ ویژگیهای متن) را میتوانیم درک نماییم و در این n ویژگی (یعنی جایی که مرادِ متن قابلِ فهم است)، برای مثال، به صراحت میبینیم که «روح» علاوه بر زمانِ مرگ، در هنگام خواب نیز از بدن قبض میشود (انعام: ۶۰) و یا، معاد «جسمانی» است و نیز در بهشت و جهنم، لذتها و دردهایِ جسمانی وعده داده شدهاست (یس: ۷۸-۷۹ و یس: ۵۲ و قیامه: ۳-۴ و طه: ۵۵ و نور: ۲۴ و بقره: ۲۵۹ و مرسلات: ۴۲ و واقعه: ۲۱ و زخرف: ۳۱ و توبه: ۳۵ و…) و یا شخصِ مرتد و یا کافرِ به اسلام، تا ابد به جهنم میرود و تمامِ اعمالِ نیکش، ضایع و باطل میگردد (بقره: ۲۱۷ و ابراهیم: ۱۸ و محمد: ۲۵-۲۸ و زمر: ۶۵ و انعام: ۸۸ و توبه: ۱۷) و یا در جهنم، اصنافِ مجازاتهای خشن و خوفناک تصویر شدهاست (غاشیه: ۶-۷ و دخان: ۴۳-۴۶ و حاقه: ۳۵-۳۷ و ابراهیم: ۴۹-۵۰) و یا به دلالتِ کثیری از آیات قرآن، الله (یعنی تصورِ قرآن از خداوند) «متشخصِ انسانوار» یا حداقل «متشخص» است و در قرآن، الله «خالقِ»جهان و «مالک و اربابِ» آن است و نه خودِ «هستی-هستومندها» در تمامیتشان و یا در قرآن، شیطان اسم ذات و نام یک موجود خارجیست و نه نماد وجهی در درون نفس انسان.
در قالب یک مثال جهت ایضاح مراد، فرض کنید ما به دنبال یک انسان ناشناس به نام y (بخوان حقیقت اسلام) در سطح شهری شلوغ میگردیم و از او، اوصاف چندانی را نمیدانیم؛ جز اینکه کچل و کور و مذکر است و نیز قدش ۱۵٠ سانتیمتر میباشد. اگر چه یافتن آن شخص به شکل قطعی و نهایی ناممکن است، اما به شکل سلبی میتوان تشخیص داد که چه انسانهایی آقای y نیستند.
🔖 ۱۸۳۷ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🌐 ادامهٔ متن (در تلگراف | یا ایرانلیبرال)
🗄 پستهای مرتبط
#بازتاب_نقدآگین #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #3098
6.98K