📓نامههایی برای محمد پیامبر (پژوهشی بر ریشههای قرآن)
✍️ #امین_قضایی
(۱/۳)
✂️ برشهایی از كتاب
مکان مؤلفان قرآن
🔻چنانچه از نظر گذشت، باورهای مذهبی نویسندگان و متون مقدس ایشان بیش از هر چیز با فرقه ابیونیها مطابقت دارد. البته دانش ما از این فرقه بسیار اندك است و معدود اشارات نیز به قرن اول میلادی برمیگردد و معلوم نیست که این فرقه در سدههای بعدی چه تغییراتی از سر گذرانده و یا به چه فرقههای دیگری منشعب شده و یا چه فرقههای دیگری از ایشان متاثر بودهاند. با این حال، چند نکته مسلم است.
🔻نویسندگان به یک فرقهٔ الحادی مسیحی-یهودی تعلق داشتهاند. در آنها هیچ نشانی از عقاید و ادبیات مسیحیان ارتودوکس و یهودستیزی دیده نمیشود؛ زیرا هم شریعت یهود را تایید میکردند و بیش از هر چیزی درباره موسی سخن گفتهاند. با این حال عیسی به عنوان پیامبر خدا مورد قبول آنهاست و نسبت به بنی اسراییل تصور مثبتی نداشتهاند و برخلاف یهودیان، به ترویج دین بین تمام مردم اعتقاد داشته و میسیونرهای مذهبی مانند محمد در اختیار داشتهاند. این نشان میدهد که آنها صرفا یهودی نبودهاند و در عین حال مسیحی ارتودوکس هم نبودهاند. تمام این یافتهها بیش از هر چیز با باورهای ابیونیها و صابئین مطابقت دارد.
🔻 اما این فرقه در کجا اسکان داشته و این نامهها از کدام منطقه به دست محمد میرسیده است؟ گزینههای احتمالی به قرار زیر است:
۱. سوریه و آناتولی (یا فلسطین)؛
۲. حبشه و یمن.
🔻یک رویکرد زبان شناختی تا حدی میتواند در تشخیص مکان نویسندگان به ما کمک کند. اینکه کلمات غیرعربی قرآن به کدامیک از زبانهای پیرامونی (آرامی- سریانی، عبری و قبطی..) نزدیکتر است زبان اصلی نویسندگان را نیز نشان خواهد داد؛ زیرا آنها حتما در ترجمه به عربی، کلمات زبان خود را نیز منتقل کردهاند.
کریستف لوکزنبرگ، پژوهشگر آلمانی، در کتاب جنجالبرانگیز خود تحت عنوان «خوانش سوری-آرامی از قرآن»، نشان میدهد که بسیاری از کلمات غیرعربی که حتی مفسرین مسلمان معنای آنرا نمیدانند، اصالتا کلماتی سریانی هستند که یا به اشتباه نقطهگذاری شدهاند و یا به اشتباه تعبیر شدهاند. ذکر تمامی مواردی که لوکزنبرگ (Luksenburg 2007) ذکر میکند از حوصله بحث خارج است. با این حال چند نمونه در اینجا ذکر میشود:
🔹«چرا آنها از تذکر روى گردانند؟ گویى گورخرانى رمیدهاند که از مقابل شیرى فرار کردهاند» (سوره ۷۴، آیات ۴۹-۵۱).
کلمه قسوره در اینجا، «شیر» ترجمه میشود، اما این کلمه عربی نیست و تنها بنا بر حدس مترجمین، شیر ترجمه شده است. لوکزنبرگ با رجوع به معادل آن در زبان آرامی نشان میدهد که منظور «الاغ» است. «الاغی که پیر است و قادر به حمل بار نیست».
بنابراین منظور متن این نیست که مشرکین با شنیدن تذکر مانند گورخرانی هستند که از یک شیر ژیان میترسند و فرار میکنند. متن میخواهد بگوید که آنها مانند گورخرانی هستند که از الاغ ضعیف و پیر میترسد در حالیکه (این ذکر) هیچ تهدیدی برای آنها ندارد.
🔹در سه آیه نخست سوره ۴۳ میخوانیم:
«حاء میم؛ وحى [نامه]اى است از جانب [خداى] رحمتگر مهربان کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده؛ قرآنى به زبان عربى براى عربزبانان».
در زبان عربی «فصل» به معنی جدا کردن است و در اینجا مترجم آنرا به عنوان توضیح دادن و روشن کردن تعبیر میکنند، اما لوکزنبورگ با رجوع به ریشه سریانی «فصل» دریافته است که منظور اصلی آن در اینجا «ترجمه کردن» است. بنابراین وی آیه فوق را اینگونه ترجمه میکند:
«کتابی که آیاتش ترجمه شده، «منتخبیست از بایبل و ادعیه یهودیان» به زبان عربی برای عربزبانان».
این تصحیح لوکزنبرگ مطابقت کامل با فرضیه ما درباره ارسال کتب به همراه نامهها دارد.
🔹 لوکزنبورگ دهها مورد دیگر نیز ذکر میکند از جمله کلماتی مانند «حور عین» که آنرا «باکرگان بهشتی» تعبیر میکنند، اما وی نشان میدهد که در اصل این کلمه به معنای «انگور سفید» است، و یا کلمهٔ #کوثر که مفسرین مسلمان بنا به روایتی از عایشه، آنرا جويی در بهشت میدانند که به محمد اعطا شده است، چیزی که چندان با عقل جور در نمیآید، لوکزنبرگ با رجوع به معادل سریانی این کلمه نشان میدهد که کوثر به معنی «استقامت در کار و عبادت» است.
🔻وجود کلماتی که اصالتا سریانی هستند و هنگام ترجمه وارد متن قرآن شدهاند، نشان میدهد که نویسندگان به زبان سریانی مینوشتند، اما این الزاما اثبات نمیکند که نویسندگان در بلاد شام سکنی داشتهاند؛ زیرا بسیاری از علمای دین مسیحی به زبان آرامی یا سریانی مینوشتند و مطالعه میکردند. زبان سریانی یک زبان علمی و معتبر در کل امپراتوری روم شرقی بود. به همین دلیل تفسیر زبانشناختی نمیتواند چیزی از مکان دقیق این فرقهٔ مسیحی به ما بگوید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #1385
1.99K