به احترام بهرام بیضایی
بهرام بیضایی گفتوگویی با خانم نوشابه امیری داشته که در کتابی با نام جدال با جهل منتشر شده است (نشر ثالث، چاپ دوم، ۱۳۸۸). این کتاب اثری مختصر و مفید است که در آن از زندگی، کارنامهٔ فرهنگی، عقاید و اندیشههای بیضایی سخن گفته میشود. نام کتاب با دقت انتخاب شده، زیرا به اعتقاد بیضایی ریشهٔ همهٔ نابسامانیها و مشکلات ایران «جهل» است و او به گفتهٔ خودش خواسته با این جهل بیاویزد و بستیزد.
«جدال» بیضایی با «جهل» به منظور ایجاد «تغییر» است. در نگاه او کسانی که میتوانند جامعه را تغییر دهند «مردم» هستند. اما برای ایجاد تغییر در جامعه، در وهلهٔ نخست باید خودِ مردم تغییر کنند؛ از رهگذر آگاه شدن و فاصله گرفتن از جهل.
بیضایی نگاهی معتدل و سنجیده به «مردم» دارد؛ تلقیاش از مردم پیراسته از شیفتگیِ سبکسرانه و نفرتِ اسنوبیسمآلودِ شبهروشنفکرانه است. او مردم را طیفگونه و رنگبهرنگ میبیند و آنان را مستعدّ تغییر و رشد میداند:
«مردم یکدست نیستند. مردم… میتوانند خیلی خوب باشند و میتوانند خیلی بد. نه کاملاً خوباند و نه کاملاً بد. این وسط درجاتی وجود دارد. اگر من یک آدم خوب به شما نشان بدهم منظور این نیست که همهٔ مردم خوباند، و اگر یک آدم بد هم نشان بدهم، منظورم این نیست که همهٔ مردم بد هستند…
البته من نمیتوانم چاقوکشی را دوست داشته باشم، ولی حتی در آن چاقوکش هم به امکان تغییرش علاقهمند هستم. اگر او چاقوکش است به خاطر این است که چیزهایی را نیاموخته یا به او آموزش داده نشده، یا در شرایطی غیرقابل اجتناب قرار گرفته که ممکن است عوض شدن شرایط، او را هم عوض کند…
آدمها میتوانند نادان نگهداشته شده باشند. نشان دادن آن دلیل دشمنی با مردم نیست بلکه نشان دادن موقعیت است… من جهالت را تأیید نمیکنم. من عاشق این مردمم، ولی نه عاشق جهالتشان. عاشق آن استعدادی که درونشان هست و میتواند به جهش بینجامد»(صص ۳۹ و ۴۹).
بیضایی در این مسیر سخت و در این جدال جانفرسا خسته و نومید نمیشود:
«چرا به تکثیر کسانی که میتوانند شرایط را تغییر دهند دل نبندم… چرا فکر میکنید جامعه تغییر نمیکند؟» (ص ۵۳).
توصیهٔ او به بینندگان و دوستداران فیلمهایش نیز همین است که نومید و سرخورده نشوند:
«از شکست دردناک قهرمانان فیلمهایم غمگین نشوید؛ علیه آن چیزهایی باشید که موجب شکست آنها شدهاند… ارزش پیروزی و شکست در آن است که چقدر در روند شکلگیری آنها، شخصیتهای فیلم و با دیدن آنها تماشاگران، به بلوغ فکری، آگاهی یا پختگی برسند» (ص ۵۴).
در نگاه بیضایی، جدال با جهل مبارزهای مستمر و درازآهنگ است؛ افتوخیز دارد، شکست دارد و سرشکستگی هم دارد. اما از نظر او مهمتر از شکست و سرشکستگی، پختهشدن تماشاگر است؛ آگاهشدن او، تجربهآموختن او، و بلوغ عاطفی و فکری او. پختگیِ مخاطب، میوهٔ شیرینِ تلخیهای فیلمها و نوشتههای بهرام بیضایی است.
پنجاه سال کِشتی ای مرد اوستاد
پنجاه سال باش که از کِشته بدروی
https://t.me/n00re30yah