TGViewer
یادداشت‌های کتابی یادداشت‌های کتابی @mybooknotess · 86 subscribers
Post #295 76
می‌توانم برای ذره‌ای خلوت با خودم، نوشتن و خواندن اشک بریزم.
امروز، خودم را در حالی پیدا کردم به که به هر چیزی چنگ می‌زدم تا پنهان بمانم؛ خود را پشت تعاملات اجتماعی، گفت‌وگوهای پی‌درپی و دغدغه‌های روزمره پنهان کرده بودم. از وقتی مچ خودم را گرفتم، حفره‌ها قلبم را پر کرده‌اند. سرم تیر می‌کشد و پوست پیشانی‌ام از شدت درد بی‌حس شده است.
حفره‌ها همه‌جا هستند. ناگهان یقه‌ام را می‌گیرند و وجود بی‌خبرم را به دیوار می‌کوبند. قلبم را تهی می‌کنند و نفس‌هایم را سنگین‌.
می‌خواهم مغزم را خاموش کنم، ذهن آشفته‌ام را درون مشت‌هایم بفشارم و فشار را از دندان‌های لرزانم دور کنم؛ اما هر چه بیشتر سعی می‌کنم، تهی‌‌تر می‌شوم.
سکوت می‌کنم‌. خاموش و دور می‌شوم. شاید یک روز غولچهٔ درونم دست از قایم‌باشک بازی بکشد و روبه‌رویم بایستد.
شاید یک روز درون حفره‌هایم رز سرخی بروید و نخ قرمز پوسیدهٔ دور مچ‌هایم را جان ببخشد.
شاید این شور خاموش‌شده، بار دیگر به وجودم بدمد و شهامت به قلبم بازگردد.
  • ❤ 3
More from @mybooknotess
  1. Oct 1, 2026خیلی ساعت بامزه‌ای بود. ناگهان چشمم بهش خورد و به دل ذهن الگوپسندم نشست. بی‌ربط به محتوای…
  2. Oct 1, 202612:21
  3. Oct 1, 2026• خطاب به عشق؛ نامه‌های عاشقانهٔ آلبر کامو و ماریا کاسارس
  4. Oct 1, 2026تنهایم نگذار عزیزم. آدم همیشه نیرومند نیست. هر چقدر هم که فکر کند تواناست، ممکن است نتواند…
  5. Oct 1, 2026هر بار که درخواست‌های کامو برای دریافت نامه رو می‌خونم منقلب می‌شم.
  6. Oct 1, 2026اگر من و تو هم را دوست داریم، باید با هم حرف بزنیم، باید پشت هم باشیم. این همبسته بودن است…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →