TGViewer
𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 @mouchiboy · 135 subscribers
Post #4360 19

Forwarded from 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖇𝖔𝖗𝖓(چک)

_نمی‌شه!
تهیونگ در حالی که حالا با ریموت توی دستش درگیر بود، بی‌مقدمه و دلهره‌آور؛ لب زد و گره‌های ابروش رفته رفته تنگ شد و حالا این جونگ‌کوک بود که با تردید و نگرانی پرسید:
_چی؟ .. چی نمی‌شه؟!
_خاموش نمی‌شه!

کلافه چنگی به موهاش زد و با نشون دادن اینکه چند بار و پشت سر هم روی دکمه‌ی آف ریموت می‌زنه و عمل نمی‌کنه، جونگ‌کوک رو متوجه‌ی وخامت اوضاع کرد!:
_مسیح!!
_نمی‌دونم چه مرگشه، انگار قاطی کرده!
تهیونگ کلافه لب زد؛ پوف بلندی کشید و گره‌های ابروش درهم رفت:
_داری باهام شوخی می‌کنی؛ مگه نه؟!
_یه دقیقه، فقط یه دقیقه دهن خوشگلت رو ببند تا بتونم درست فکر کنم باشه؟!
تهیونگ با لبخند حرصی و ژکوندی گفت؛ انگشت اشاره‌اش رو به نشونه‌ی صبر و سکوت جونگ‌کوک بالا اورد و همراه با گفتن "هیشی" روی لب‌های پسر گذاشت و این کوک بود که بی‌قرار با چسبوندن بی‌اراده‌ی رون‌هاش بهم و کش و قوس دادن آروم  لگن و کمرش، تهیونگ رو هم بی‌طاقت کرد!:
_حالم خوب نیست-
_می‌دونم، ولی فعلا مجبوری تحمل کنی تا بریم توی ماشین، اونجا یه ریموت دیگه هست!
تهیونگ با اطمینان لب زد و عصبی؛ بعد از پرت کردن ریموت توی سطل زباله‌ی اتاق، سرگردون و کلافه؛ دستی به پشت گردنش کشید:
_این نتیجه‌ی درست فکر کردنته؟!
_چاره‌‌ی دیگه‌ای هست؟
تهیونگ جواب طعنه‌ی جونگ‌کوک رو با انداختن همزمان تای ابروش که مربوط به اون حرکتش از روی خشم بود؛ داد و حالا این جونگ‌کوک بود که با جواب قاطع تهیونگ؛ چشم‌هاش رو توی کاسه چرخوند و کرواتش رو شل‌تر از قبل کرد تا فقط کمی بتونه نفس بکشه و حرارت بدنش داغش کمتر بشه! پس با چنگ انداختن به یقه‌‌ی پیراهن سفیدش و باز کردنش، دستش رو روی میز گذاشت و ستون بدن سستش کرد:
_باید درش بیارم ..
‌
بزاق دهنش رو به سختی قورت داد و بی‌توجه به حرارت و داغی بیش از حد بدنش؛ چشم‌هاش رو با فشار بست و با ناله‌ی بلندی داد زد:
_باید این سوند کوفتی رو همین الان دربیارم!
جونگ‌کوک اینبار بی‌اراده دو زانو به زمین افتاد و پاهای بی‌جون و سستش؛ نتونست بیشتر از این جثه‌ی نسبتا سنگینش رو تحمل کنه؛ پس این تهیونگ بود که فورا به سمتش خیز برداشت و با گرفتن دست‌هاش، نذاشت به طور کامل روی زمین بیفته و جونگ‌کوک که حالا کنترل صدای بلند ناله‌هاش رو از دست داده بود و می‌ترسید کسی متوجه‌ی اون ناله‌ها بشه، در حالی که بات پلاگ بی‌وقفه به نقطه‌ی حساسش برخورد می‌کرد؛ کرواتش رو به دندون گرفت و ناخواسته دستش به عضو سفت و سخت شده‌ی تهیونگ برخورد کرد که مشخص بود مثل خودش به باکسر و زیپش فشار زیادی وارد می‌کنه:
_می‌بینی، وضع منم از تو بهتر نیست کوک!

" پارت 4 "
More from @mouchiboy
  1. Oct 8, 2026من یه مشکلی برام پیش اومده میذارم تا صبح می‌ذارم براتون
  2. Oct 8, 2026Post #4707
  3. Oct 8, 2026‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ FOR YOU.‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
  4. Oct 8, 2026photo post
  5. Oct 8, 2026Post #4703
  6. Oct 8, 2026‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ FOR YOU.‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →