☰
💎 نحو | دستوریشدگی فعلهای واژگانی
⛓ فارسی هر روز پرشتابتر به سوی تحلیلی شدن میتازد؛ فعلهای واژگانی این زبان با خالی شدن از معنا، تبدیل به فعل دستوری میشوند و در ساخت افعال پیاپی بهکار میروند؛ زنجیرهای از فعلهایی که در زمان، نمود، وجه مشترکاند و در میانشان نمیتوان حروف عطف درج کرد:
◄ داشت میخوابید.
(بیآنکه "داشتنی" در کار باشد)
◄ داشت میگرفت میخوابید.
(بیآنکه "گرفتنی" در کار باشد)
◄ زد رفت.
(بیآنکه "زدنی" در کار باشد)
◄ گذاشت رفت.
(بیآنکه "گذاشتنی" در کار باشد)
◄ برگشت گفت.
(بیآنکه "برگشتنی" در کار باشد)
⛓ در زنجیرهای که فعلهای پیاپی را میسازند، فقط یک فعل هویت واژگانی دارد و معنای فعلهای دیگر رنگ باخته است. اما آیا واقعاً نوبت به «برداشتن» رسیده و این فعل هم دستوی شده: «برمیداره میگه»؟! چطور میشود گفتن را برداشت؟ شاید هم میشود . . . همانطور که پذیرفتیم رفتن را میشود گذاشت!
✔️Tense, Aspect, Mood (TAM)
✔️Serial Verb Construction (SVC)
@MorphoSyntax
Post #473
1.21K
MorphoSyntax ☰ 💎 نحو | دستوریشدگی فعل «گرفتن» ● فعل «گرفتن» در فارسی با پیمودن روند دستوریشدگی، در ساخت افعال پیاپی به کار میرود. در نمونههای زیر، «گرفتن» در معنای واژگانی خود به کار نرفته است، بلکه مفهوم نمودی دارد و بر آغاز کنش یا تغییر وضعیت دلالت میکند: ◄ اینقدر…

- 👍 17
- ⚡ 3