تو هر رابطهای که داریم، همهمون ناخودآگاه داریم این دو تا سؤال رو میپرسیم:
میتونی منو ببینی؟
میتونی کنارم بمونی؟
ما طوری رفتار میکنیم انگار رابطهها فقط دربارهی سازگاری یا سبکهای ارتباطیه،
ولی زیر همهی اینها، مدام داریم امنیت عاطفی رو میسنجیم...
میل به فهمیده شدن، یه چیز سطحی یا احساسی ساده نیست؛
کاملاً ساختاریه؛ واقعاً تعیین میکنه چقدر خودمون رو باز میکنیم،
چقدر از درونمون رو بروز میدیم و چقدر اجازه میدیم یکی برامون مهم بشه.
چیزی که داریم اسکن میکنیم اینه:
دنیای درونی منو میفهمی؟
احساسم رو لمس میکنی؟
تو ذهنت جایی دارم؟
و برای همینه که خیلی درد داره وقتی یکی وسط حرفت میپره،
یا وقتی داری حرف میزنی گوشیشو چک میکنه یا بدون اینکه خواسته باشی شروع میکنه نصیحتکردن:/
چون ما واقعاً برای دیدهشدن سیمکشی شدیم.
پس سؤال اصلی تو هر رابطهای فقط این نیست که:
«دوستم داری؟»
سؤال اینه که:
واقعاً منو میبینی؟
و میتونی وقتی چیزی که میبینی پیچیدهست، شلوغه، یا حتی اذیتکنندهست… کنارم بمونی؟
این، معماری صمیمیته🤍
و هر رابطهای که داریم،
روی این محور
یا زنده میمونه
یا ممکنه هم بپاشه...
Post #33846
784
- ❤ 3