TGViewer
Channel Public Channel
مقدمه‌

مقدمه‌

@moghaddames

یادداشت‌های رسانه‌ای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایران‌شناسی، انسان‌شناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Subscribers
2.65K
Photos
58
Videos
13
Links
385

Showing posts older than #20 · Back to latest

Older Posts 4 shown
Post #17 319
گردشگری در دوره پساتحریم
امیر هاشمی مقدم: وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ
اگرچه درباره پیامدهای نیک توافق هسته‌ای ایران با کشورهای پنج به علاوه یک، گزافه‌گویی‌های زیادی شده که می‌تواند انتظارات نابجا را افزایش دهد، اما همان نگاه واقع‌بینانه نیز پیامدهای نیک بسیاری را نشان می‌دهد. گردشگری از زمینه‌هایی است که به‌طور مستقیم با تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشورها و مناطق وابسته است. بنابراین می‌توان انتظار داشت فضای گردشگری کشورمان بهتر و پویاتر شود. در اینجا به برخی از جنبه‌های این اثرگذاری می‌پردازیم.
برخلاف باور عامیانه‌ای که درباره موانع توسعه و جذب گردشگر خارجی در ایران وجود دارد، مسائلی مانند الزامات دینی همچون حجاب در صدر این موانع نیست؛ بلکه چهره منفی نشان داده شده از ایران را می‌توان اصلی‌ترین مانع دانست. چندین پژوهش علمی و دانشگاهی تاکنون انجام شده که نشان می‌دهد گردشگران خارجی دیدگاه‌شان درباره امنیت ایران پیش و پس از سفر کاملا دگرگون شده است. برای نمونه چند سال پیش از یک گروه گردشگر خارجی که به اصفهان آمده بود هنگام ورود و خروج به ایران درباره میزان امنیت ایران پرسش شده بود. در حالی‌که هنگام ورود، این میزان را 27 درصد بیان کرده بودند، هنگام خروج آنرا 95 درصد می‌دانستند. در واقع امنیت ایران چه پیش و چه پس از حضور آنان در این کشور دگرگون نشده بود؛ آنچه دگرگون می‌شود، احساس امنیت است. دستکاری این احساس تقریباً به‌طور کامل در اختیار رسانه‌های جهان است که مستقیم یا غیرمستقیم زیر نظارت دولتهای‌شان بوده و با سیاستهای آنها همسو هستند.
واقعیت این است که رسانه‌های داخلی ما برد بین‌المللی چندانی نداشته و به‌ویژه در کشورهایی که به‌عنوان مراکز گردشگرفرست شناخته می‌شوند، به‌ویژه بازارهای گردشگرفرست امریکای شمالی و اروپای مرکزی و غربی که بازار ثروتمند است، خواننده و شنونده‌ای ندارند. همه آنچه از ایران در این کشورها و مناطق نمایش داده می‌شود، چهره ایرانی است که سیاستهای غرب‌ستیزانه داشته، به معاهدات بین‌المللی احترام نگذاشته و از دیوار سفارتخانه‌ها بالا می‌روند، پرچم کشورهای دیگر را آتش زده و مدام شعار «مرگ بر ...» سر می‌دهند. سیاستهای رسمی دولتهای غربی و پیشنهادهای آنها به گردشگران‌شان برای حضور در ایران هم تابع همین فعالیتها است. به گونه‌ای که پس از بالا رفتن عده‌ای افراطی از دیوار سفارتخانه انگلستان، توصیه‌های امنیتی وزارت امور خارجه انگلستان به گردشگران این کشور که قصد سفر به ایران داشتند افزایش یافته و آنها را از سفرهای غیرضروری به این کشور برحذر می‌داشت. اما دقیقا چند روز پس از توافق ژنو، این پیشنهادها و برحذر داشتنها برداشته شد.
نویسندگان کتاب «گردشگری: ماهیت و مفاهیم» در مقدمه کتاب‌شان به درستی اشاره کرده‌اند کشوری که بخواهد گردشگرپذیر باشد، باید دور رفتارهای هیجانی و توهین‌آمیز به دیگر کشورها را خط بکشد. اینها باعث می‌شود که یخ رسانه‌ها هم درباره ایران و ایران‌گردی بشکند. برای نمونه یک هفته پس از توافق، گروه رسانه‌ای تلگراف که یکی از بزرگترین گروه‌های رسانه‌ای در دنیا است، در بخش گردشگری خود، زیباترین مساجد دنیا را معرفی کرده است که رتبه نخست این مساجد، به مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان و رتبه دوم آن به مسجد نصیرالملک شیراز اختصاص یافته بود. این رویدادهای به ظاهر کوچک می‌تواند پیامدهای خوبی برای گردشگری کشور ما در بر داشته باشد. همین گروه رسانه‌ای تلگراف روزانه میلیونها بازدیدکننده و بیننده دارد. بهترین مدعای ما برای ربط دادن چنین گزارشهایی با توافق ژنو، دقیقا اشاره‌ای است در همین گزارش تلگراف که به درستی انتظار دارد پس از توافق ژنو، بازار گردشگری ایران پویاتر شود.
چندی پیش در یکی از دانشگاههای ترکیه برای تعدادی دانشجوی خارجی (از کشورهای اروپایی، آسیایی، افریقایی و امریکای جنوبی) درباره پتانسیلهای گردشگری ایران سمیناری داشتم. در حد معرفی کلی چند نمونه از جاذبه‌های گردشگری مشهور در زمینه‌های مختلف فرهنگی، طبیعی، تاریخی و... . شگفت‌انگیز و البته اسف‌بار بود که مشهورترین جاذبه‌های ما هم برای آنها ناشناخته است. حتی برای بسیاری از ترکیه‌ای‌ها.
اکنون یکی از بهترین فرصتهای تاریخی کشور در طول 37 سال پس از انقلاب است که می‌توان روی بازار گردشگرفرست کشورهای غربی سرمایه‌گذاری کرد. یادمان باشد این حق هزاران هتلدار، هزاران راهنمای تور گردشگری، هزاران فعال شبکه‌های حمل و نقل، هزاران تولیدکننده صنایع دستی و هزاران فعال دیگر حوزه‌های مرتبط با گردشگری است که بخشی از زیان ناشی از رکود گردشگری خارجی در سالهای گذشته را جبران کنند. این حق مردم ایران، سرزمین ایران و فرهنگ و تمدن ایران است که کمی بهتر و واقعی‌تر به دنیا شناسانده شود.
Post #16 373
نژادپرستی در گردشگری
ربکا مان، برگردان امیر هاشمی مقدم
تصویر: تابلویی در ساحل شهر دوربان افریقای جنوبی در دوره آپارتاید، که استفاده از ساحل را بر پایه قانون تنها مختص به سفیدپوستان می‌داند.
سالهاست این نکته آشکار گردیده که هنوز نژادپرستی در گردشگری، امری بسیار رايج است و اینکه گروههای گوناگونی از اقلیتها از كليشه‌سازي موجود در صنعت گردشگری احساس تاثير می‌کنند. نژادپرستی عموماً به «فرایندی اطلاق مي‌شود که در آن افراد یا گروهها، با اعضای نژادي دیگر بر پایه ویژگیهای ذاتی‌ای که دارند، رفتارهای کلیشه‌ای می‌کنند» (آیری. دی. 2007). نژادپرستی در گردشگری می‌تواند در موارد متفاوتی، از رفتارهای کلیشه‌ای بر پایه ظاهر شخص تا تبعيض بر پایه دین و باورهای افراد باشد. نژادپرستی پیامدهای منفی‌ای بر افراد متاثر از آن می‌گذارد و در نتیجه، مانع از بازدید چنین افرادی از کشورهای خاص شده است. لذا همه بخش‌های صنعت گردشگری بايد به اين نكته توجه كنند كه با تغببر چه چيزهايي همه گردشگران هنگام سفر و بازدید از کشورها احساس راحتی خواهند كرد.
رفتار کلیشه‌ای در گردشگری که اغلب هنگام مسافرت و تعطیلات دیده می‌شود و از آن جلوگیری نشده، می‌تواند جنبه‌ای از نژادپرستی باشد. گروه‌های خاصي از مردم هنگام مسافرت به پاره‌اي از کشورها چنین رفتارهای نژادپرستانه‌ای را تجربه کرده‌اند؛ حتی اگر این رفتارها مانع از بازديد مجدد گردشگران نشود. این مورد را می‌توان پس از حملات یازده سپتامبر مشاهده كرد، جایی که بر پایه گزارش اف‌بی‌آی، جرایم به دلیل نفرت از مسلمانان امریکا، 1700 درصد رشد یافت که دلیل اصلی‌اش، ظاهر این افراد بود و اینکه آنها را به حملات تروریستی منتسب می‌کردند (خان. م. 2012). بسیاری از گردشگران مسلمان اشاره کرده‌اند که در این بازه زمانی، کنترلهای امنیتی سختگیرانه‌ای بر آنها اعمال شده؛ چیزی که برای دیگر همسفران‌شان در تعطیلات رخ نداده است. با وجودی که در نتیجه حملات تروریستی، امنیت پروازها افزایش یافته بود، چنین گزینشی از میان مردم [برای کنترلهای امنیتی] آشکارا بر پایه ظاهر افراد یا بر پايه برداشت‌هاي خاص بود.
دانشجویان بین‌المللی نیز ممكن است قربانی نژادپرستی شوند. یک نظرسنجي، دانشجویانی را که از مردمان بومی آزار زبانی دیده بودند و در نهایت احساس‌شان را از درس خواندن در مکانی دور از میهن مورد مطالعه قرار داده بود. این مطالعه نشان داد که بسیاری از خشونت‌هاي زباني گزارش نمي‌شود که حكايت از این نكته داشت كه کسانی که رفتارهای نژادپرستانه دارند، مورد پيگرد قرار نمی‌گیرند. همچنین مطالعه بالا نشان داد که دانشگاه‌ها و دیگر نهادهای آموزشی هم از رفتارهای نژادپرستانه به دور نیستند، بنابراین تاکنون کار زیادی درباره جنبه‌های آزار نژادی انجام نشده است (براون،2001).
به نظر می‌رسد در چند سال اخير نژادپرستی در گردشگری نسبت به گروههای اقلیت گوناگون دگرگونی‌هایی یافته است. در گذشته بیشترین کسانی که تحت تأثیر رفتارهای نژادپرستانه قرار می‌گرفتند مردمان آفريقايي-کارائیبی بودند، اما اکنون بیشتر مربوط به مردمان خاورمیانه است و دلیلش نیز، افزایش حملات تروریستی است. حملات تروریستی می‌تواند تنها بخشی از مسئله باشد؛ و این به‌عنوان یک پیامد برجسته شده است که گروه‌هایی از مردم که به نادرست به تروریسم ارتباط داده می‌شوند، از دیدگاه‌های منفی درباره خودشان رنج می‌برند. «کمیسیون اروپایی مقابله با نژادپرستی و خشونت» وجود ارتباط بین نژادپرستی و شیوه‌های برخورد با مردم مسلمان را تأیید کرده است. گزارش‌هاي این كميسيون تصريح كرده‌اند که «برخی از گروههای افراد در حوزه‌هاي عمومي زندگي مثل آزادي در رفت و آمد، به‌طور خاص در برابر نژادپرستی آسیب‌پذیرند» (اسکات. ان. 2010).
احساس داغ ننگ (stigma) نسبت به گردشگران موجب شده که برخي از گروهها به هنگام بازدید از برخی کشورهای خاص احساس راحتي نداشته باشند، که بر دسترسی یک فرد به گردشگری تأثیر می‌گذارد. پس از حملات یازده سپتامبر، مسلمانانی که به امریکا رفت و آمد می‌کردند، احساس خوبی نداشتند [تا جای که] اگر کنترلهای امنیتی اضافی در فرودگاه بر روی آنان اعمال نمی‌گردید، این عمل برای‌شان مهربانانه بود. موقعیتهای اینچنيني احتمالا بر دسترسی این افراد به گردشگری اثر می‌گذارد، چه آنكه ممکن است دیگر تمایلی به رفتن دوباره به چنین مکانهایی نداشته باشند.
Post #2 180

Forwarded from عکس نگار

‍ نقشه‎ای شگفت‎انگیز از تمایل کشورها به پذیرش گردشگر خارجی
ماکس فیشر، ترجمه امیر هاشمی مقدم
در چندصد صفحه گزارش تازه دیوان اقتصاد جهانی درباره گردشگری بین‌المللی (WEF) داده‌های بررسی‌ای را از 140 کشور گردآوری کرده که در آنها دیدگاه‌های مردمان آن کشورها را درباره گردشگران خارجی سنجیده است.
نتایج آنچنانکه در نقشه بالا نشان داده می‌شود، فراتر از قضیه گردشگری به نظر می‌رسد. بر طبقه‌بندی یافته‌ها، کشورهای به رنگ سرخ، کمترین تمایل و کشورهای آبی تمایل بیشتری به بازدیدکنندگان خارجی دارند.
موسسه WEF این داده‌ها را از سال 2011 تا 2012 با پاسخهای مردم به پرسش «چگونه از بازدیدکنندگان خارجی در کشورتان استقبال می‌کنید؟» گردآوری کرده است.
بر پایه این داده‌ها، ایسلند، نیوزلند و مراکش بیشترین استقبال را از بازدیدکننده خارجی به عمل می‌آورند. کشورهای ثروتمند و صلح‌جوی جهان غرب (ایرلند، کانادا و اتریش)، تعداد اندکی از توقف‌گاه‌های امن گردشگران (همچون تایلند و امارات متحده عربی) و بنا به دلایلی، بخشهای قابل توجهی از افریقای غربی است، در ادامه این لیست جای دارند.
سه کشوری که کمترین استقبال را از گردشگران خارجی به عمل می‌آورند، به ترتیب عبارتند از: بولیوی، ونزوئلا و روسیه. دیگر کشورهایی که در این لیست موقعیت خوبی ندارند کشورهای بزرگ در خاورمیانه (ایران، پاکستان و عربستان صعودی)، اروپای شرقی، و دو کشور در شرق آسیا که من وقتی آنها را در پایین لیست دیدم بسیار شگفت‌زده شدم: چین و کره جنوبی.
بخشی از آنچه که این داده‌ها را جالب توجه می‌کند این است که نه به سادگی می‌توانم دیدگاه داده‌بنیاد (Grounded Theory) یکسانی برای همه‌شان طرح کنم، و نه هیچ متغیر یکسانی برای شرح این نتایج وجود دارد. نه ثروت و نه تولید ناخالص ملی (GDP) نمی‌تواند توضیح دهد که چرا رتبه کره جنوبی این‌چنین پایین است؛ همچنانکه نمی‌تواند اختلاف بین کشورهای ثروتمند غربی را توضیح دهد. مطمئناً تعداد بازدیدکنندگان خارجی هم نمی‌تواند [این پدیده را توضیح دهد]: ایالات متحده در میانه و چین در پایین این رتبه‌بندی قرار دارند؛ [در حالی‌که هر دو] نرخ گردشگری خارجی‌شان در دنیا جزو بالاترین‌ها است.
به‌عنوان یک گزینه، شاید آنچه این نقشه را جالب توجه کند، تقلیل دادن این رتبه‌بندی به مخالفت عمومی احساسات علیه امریکایی‌ها در جهان است. هرچند قطعاً برخی از کشورهای خاورمیانه در این محدوده قرمز قرار می‌گیرند؛ [اما به‌طور کلی] این منطقه در واقع نمره خوبی گرفته است. [شاید دیدن] مراکش به‌عنوان کشوری دوستدار گردشگری چندان شگفت‌انگیز نباشد، اما شما ممکن نیست انتظار دیدن یمن را در رتبه‌ای بالاتر از سوئد و بلژیک داشته باشید.
اروپای غربی عموماً با خارجی‌ها مهربان‌اند، اما شاید سیاستهای حساس‌شان نسبت به مهاجرت، رتبه‌ای در کنار افریقای حاشیه صحرا نصیب‌شان کرده باشد. ایالات متحده، سرزمین مهد آزادی و شعار «خستگی، فقر و کمبودهایت که سالها روی هم انباشه شده را به ما بده تا آزادی را استنشاق کنی»، از میان 140 کشور در رتبه 102 قرار گرفته، زیر بسیاری از [کشورهای] خاورمیانه.
چیزی که به ذهنم می‌رسد، در تلاش برای چیدن پازلی بیرون از این نقشه، آشکار شدن همبستگی بین بی‌علاقگی به خارجی‌ها با ملی‌گرایی است. که ممکن است کمک کند تا رتبه‌های پایین چین و کره جنوبی (اگرچه متغیرهای دیگری همچون نژاد نیز در اینجا وجود دارد) و نیز روسیه را توضیح دهیم. این نظر همچنین ممکن است کمک کند تا شرح دهیم چرا ایالات متحده، آلمان و ژاپن (سه کشور با ملی‌گرایی قوی تاریخی) پایین‌تر از دیگر کشورهای ثروتمند قرار گرفته‌اند.
تئوری ملی‌گرایی، هنگامی که ما منطقه به منطقه نگاه می‌کنیم، کمی معنی‌دارتر می‌شود. برای نمونه در امریکای لاتین به‌عنوان منطقه‌ای که عموماً برخوردهای دوستانه با خارجی‌ها دارند، سه کشور خارج از این قاعده قرار می‌گیرد: بولیوی، اکوادور و ونزوئلا. هر سه کشور دولتهایی دارند که می‌توان بدون سوگیری، آنها را به‌عنوان ملی‌گرا معرفی کرد. همچنین در خاورمیانه نیز معنی‌دار می‌شود؛ جایی که عربستان صعودی و ایران در میان دیگر کشورهای دوستدار گردشگری خارجی، رتبه پایینی دارند.
البته دلایلی وجود دارد که فکر کنیم تئوری من ممکن است نادرست باشد: این تئوری توضیح نمی‌دهد که برای نمونه چرا دانمارک به‌عنوان یک کشور ثروتمند در غرب اروپا، تا این حد کمتر از همسایه‌هایش رتبه پایین‌تری دارد؛ همچنانکه نمی‌تواند تفاوتهای کشورهای افریقای جنوبی را شرح دهد.
(یادداشتهای انسان‌شناسی گردشگری را از اینجا دنبال کنید).
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →