■ خلاصه مقاله: میانبر توسعه و سبقت چین در صنایع سبز
نویسنده: محسن شالباف
منبع: مجله پایاب، شماره ۲، پائیز ۱۴۰۵
عنوان مقاله: ظهور «ابرقدرت سبز»:
چگونه چین در گذار به فناوریهای پاک از اروپا و آمریکا پیشی گرفت؟
نویسنده: محسن شالباف (کارشناس ارشد سیاستگذاری انرژی)
منبع و انتشار: فصلنامه پایاب (مجله اندیشکده پایاب)، شماره ۲، پاییز ۱۴۰۵، صفحات ۹۴ تا ۱۰۰.
در ادامه، خلاصه تحلیلی و راهبردی گزارش و سپس بخشهای آماری آن در قالب چند اینفوگرافیک دادهمحور و بصری تدوین شده است:
بخش اول: خلاصه جامع گزارش
۱. دگرگونی بنیادین در موازنه قدرت صنعتی جهان
تا اواخر دهه ۲۰۰۰، کشورهای غربی (آلمان، آمریکا، ژاپن و دانمارک) پیشتازان بلامنازع فناوری، نوآوری و ساخت تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر بودند و چین تنها مونتاژکنندهای ارزان در انتهای زنجیره ارزش محسوب میشد. اما در دهه ۲۰۲۰، چین با یک چرخش تاریخی مرکز ثقل صنایع کمکربن را به شرق منتقل کرد و به تنها «ابرقدرت سبز» جهان تبدیل شد.
۲. چرا چین پیروز شد و غرب عقب ماند؟ (دو مسیر متفاوت تحول)
نویسنده بر اساس نظریه گذارهای اجتماعی-فنی (Socio-Technical Transitions) نشان میدهد که تفاوت بنیادین عملکرد چین با اروپا و آمریکا حاصل دو مسیر کاملاً متضاد بوده است:
● مسیر جایگزینی در چین (Substitution Pathway):
چین میدان را به کارآفرینان مستقل و شرکتهای تازه وارد (مانند BYD، CATL، Goldwind و LONGi) داد. این شرکتها هیچ منافعی در ساختارهای کهنه فسیلی نداشتند و پس از کسب مهارت از طریق مونتاژ و مهندسی معکوس، با حمایت دولتی مقیاس تولید را به اوج رسانده و رقبای سنتی را محو کردند.
● مسیر تحول تدریجی در غرب (Transformation Pathway):
آمریکا و اروپا تلاش کردند گذار را از طریق غولهای سنتی و جاافتاده (مانند خودروسازان دیزلی/بنزینی آلمان و فورد/جنرال موتورز آمریکا) مدیریت کنند. این شرکتها به دلیل حفظ سود داراییهای فسیلی خود، با لابیگری مانع از توسعه سریع فناوریهای برقی شدند و غرب فاز حیاتی بومیسازی مقیاس را از دست داد.
۳. اقتصاد سیاسی و مهار لابیهای فسیلی
چین:
تصمیمگیری مرکزی و هدایت دولتی، پکن را از لابیگریهای مخرب شرکتهای نفتی و خودروسازی مصون نگه داشت. دولت پکن شرکتهای نیروگاهی بزرگ دولتی را مجبور کرد سرمایههای خود را به مزارع خورشیدی و بادی منتقل کنند (امروزه بیش از ۸۰٪ نیروگاههای تجدیدپذیر چین متعلق به همین شرکتهای دولتی است).
آمریکا و اروپا: تعدد گلوگاههای سیاسی و نظامهای حزبی باعث شد صنایع فسیلی با لابیگری سنگین (پرداخت ۵۶٪ کل هزینههای لابیگری اقلیمی در آمریکا) و لابی خودروسازان با سیاستمداران اروپایی، سیاستهای حمایتی را بارها به تعویق انداخته یا تضعیف کنند.
۴. سیاست صنعتی مقتدر در برابر رویکرد نئولیبرالی غرب
چین فناوریهای پاک را با الگوی رشد صادراتمحور و سرمایهگذاری زیرساختی خود همگام کرد و با اختصاص ۱.۷۳ درصد از GDP به سیاست صنعتی (بیش از ۴ برابر آلمان و آمریکا)، اعطای زمین و برق ارزان استانی و وامهای کلان بانکهای دولتی، هزینه تمامشده را شکست.
در نقطه مقابل، اروپا تحت ایدئولوژی نئولیبرال، گذار اقلیمی را صرفاً یک «شکست بازار» دید و تصور کرد با قیمتگذاری کربن مسئله حل میشود؛ نتیجه این شد که یارانههای پرداختی مصرفکنندگان اروپایی مستقیماً به جیب تولیدکنندگان ارزان چینی رفت و کارخانههای خورشیدی اروپا ورشکست شدند.
۵. چرخههای بازخورد مثبت و همافزایی بینسیستمی
تولید انبوه در چین چرخهای خودافزا ساخت: رشد تولید ⬅ کاهش چشمگیر قیمت ⬅ سودآوری شرکتهای سبز ⬅ نفوذ سیاسی و درخواست اهداف بالاتر ⬅ سرمایهگذاری بیشتر در تحقیق و توسعه (R&D) ⬅ رشد بیشتر تولید. علاوه بر این، برق ارزان خورشیدی باعث ارزانتر شدن خودرو برقی، و باتریهای خودرو باعث ارزانتر شدن ذخیرهسازی شبکه برق شدند که یک «بلوک توسعه یکپارچه» را در چین شکل داد.
۶. واکنش غرب و سلاحسازی مواد معدنی توسط پکن
غرب با دیوار تعرفهای سنگین (تعرفه ۱۰۰٪ آمریکا بر خودرو برقی چین و تعرفه تا ۴۸٪ اروپا) واکنش نشان داد. در پاسخ، چین نه تنها بازارهای نوظهور را فتح کرد، بلکه انحصار خود بر فرآوری مواد معدنی بحرانی را سلاحسازی کرد (محدودیت صادرات عناصر نادر خاکی در اکتبر ۲۰۲۵ که غرب را وادار به آتشبس موقت تجاری کرد).
@Modern_Learning_for_GenZ
Post #1373
111