📖 حکایت شماره ۱ | گلستان سعدی
🟫 باب اول: در سیرت پادشاهان
پادشاهی را شنیدم به کُشتنِ اسیری اشارت کرد.
بیچاره در آن حالتِ نومیدی، مَلِک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن،
که گفتهاند:
«هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید.»
وقتِ ضرورت چو نَمانَد گریز،
دست بگیرد سر شمشیر تیز
إِذا یَئِسَ الْإِنسانُ طالَ لِسانُهُ
کَسِنَّورٍ مَغْلُوبٍ یَصُولُ عَلَی الْکلبِ
🌟 ترجمه:
۰ هرگاه انسان ناامید شود، زبانش دراز میگردد.
۰ چون گربهای مغلوب که بر سگ حمله کند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
🔍 لغات:
۰ اشارت: اشاره کردن، فرمان دادن
۰ سَقَط گفتن: حرفهای بیارزش و ناسزا گفتن
ــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 پیام:
1. گاهی مصلحتگویی و نرمی در سخن، از راستگویی خشک مؤثرتر و پسندیدهتر است.
2. هنگام ناامیدی و فشار، زبان انسان کنترلناپذیر میشود؛ باید شرایط افراد را در سختی درک کرد.
📚 ادامه دارد...
#گلستان_سعدی
#سیرت_پادشاهان
@RaazNey
Post #501
1.21K
Forwarded from راز نی
- ❤ 14
- 🥰 2
- 👍 1
- 🤩 1