Post #11
87
تنوع زبانی یا رقابت هویتی؛ مسئله زبان در ایران
مسئله ایران، وجود زبانها و گویشهای متنوع نیست؛ مسئله از جایی آغاز میشود که تنوع زبانی به رقابت میان هویتها و سپس به رقابت سیاسی تبدیل شود. زبانهای محلی ایران بخشی از تاریخ و حافظه این سرزمیناند و حفظ و آموزش آنها میتواند به غنای فرهنگی ایران کمک کند. اما در کنار این تنوع، زبان فارسی یک کارکرد متفاوت و بنیادین دارد: زبان مشترک ارتباط، آموزش، تولید دانش و انتقال بخش بزرگی از میراث مکتوب ایرانی است.
در طول تاریخ، زبان فارسی توانسته در میان ملت ایران، یک فضای ارتباطی مشترک ایجاد کند؛ به همین دلیل، جایگاه آن را نمیتوان تنها با معیار «زبان یک قوم» سنجید. زبان فارسی یکی از مهمترین زیرساختهای شکلگیری یک فضای فرهنگی مشترک در ایران بوده است.
اگر زبانهای محلی به جای آنکه در کنار زبان فارسی به عنوان سرمایههای فرهنگی ایران حفظ شوند، در برابر زبان فارسی تعریف شوند، مسئله از حوزه زبانشناسی خارج و وارد حوزه هویت سازی سیاسی میشود. در این حالت، تفاوت زبانی میتواند به هویت سازی و مرزبندی «ما» و «دیگری» تبدیل شود و به تدریج تصور یک تاریخ و فرهنگ مشترک را تضعیف کند.
از سوی دیگر، تضعیف زبان فارسی نیز به معنای حمایت از تنوع زبانی نیست؛ زیرا با ضعیف شدن زبان مشترک، امکان ارتباط میان بخشهای مختلف جامعه و انتقال یکپارچه میراث فرهنگی و علمی در ایران دشوارتر میشود.
بنابراین سیاست فرهنگی معقول برای ایران نه یکسانسازی زبانی است و نه رقابتسازی میان زبانها؛ بلکه باید بر یک اصل دوگانه استوار باشد: حفظ و تقویت زبانهای بومی به عنوان میراث فرهنگی ایران، و استحکام زبان فارسی به عنوان زبان مشترک ملی.
باید به یاد داشت که تنوع، زمانی سرمایه است که درون یک فضای مشترک معنا پیدا کند و اگر به رقابت هویتی تبدیل شود، همان چیزی که میتوانست سرمایه فرهنگی باشد، ممکن است به عامل گسست اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود.
@MinouyeKheradThinkTank
@MinouyeKheradThinkTank
Telegram اندیشکده مینوی خرد «اندیشکده مینوی خرد» میکوشد با رویکردی پژوهشمحور و میانرشتهای، به پرسشهای بنیادین درباره ایران، انسان ایرانی، فرهنگ، تاریخ، هویت و جهانبینی ایرانی بپردازد و گفتوگویی میان میراث ایرانی و مسائل جهان امروز شکل دهد. مسئله ایران، وجود زبانها و گویشهای متنوع نیست؛ مسئله از جایی آغاز میشود که تنوع زبانی به رقابت میان هویتها و سپس به رقابت سیاسی تبدیل شود. زبانهای محلی ایران بخشی از تاریخ و حافظه این سرزمیناند و حفظ و آموزش آنها میتواند به غنای فرهنگی ایران کمک کند. اما در کنار این تنوع، زبان فارسی یک کارکرد متفاوت و بنیادین دارد: زبان مشترک ارتباط، آموزش، تولید دانش و انتقال بخش بزرگی از میراث مکتوب ایرانی است.
در طول تاریخ، زبان فارسی توانسته در میان ملت ایران، یک فضای ارتباطی مشترک ایجاد کند؛ به همین دلیل، جایگاه آن را نمیتوان تنها با معیار «زبان یک قوم» سنجید. زبان فارسی یکی از مهمترین زیرساختهای شکلگیری یک فضای فرهنگی مشترک در ایران بوده است.
اگر زبانهای محلی به جای آنکه در کنار زبان فارسی به عنوان سرمایههای فرهنگی ایران حفظ شوند، در برابر زبان فارسی تعریف شوند، مسئله از حوزه زبانشناسی خارج و وارد حوزه هویت سازی سیاسی میشود. در این حالت، تفاوت زبانی میتواند به هویت سازی و مرزبندی «ما» و «دیگری» تبدیل شود و به تدریج تصور یک تاریخ و فرهنگ مشترک را تضعیف کند.
از سوی دیگر، تضعیف زبان فارسی نیز به معنای حمایت از تنوع زبانی نیست؛ زیرا با ضعیف شدن زبان مشترک، امکان ارتباط میان بخشهای مختلف جامعه و انتقال یکپارچه میراث فرهنگی و علمی در ایران دشوارتر میشود.
بنابراین سیاست فرهنگی معقول برای ایران نه یکسانسازی زبانی است و نه رقابتسازی میان زبانها؛ بلکه باید بر یک اصل دوگانه استوار باشد: حفظ و تقویت زبانهای بومی به عنوان میراث فرهنگی ایران، و استحکام زبان فارسی به عنوان زبان مشترک ملی.
باید به یاد داشت که تنوع، زمانی سرمایه است که درون یک فضای مشترک معنا پیدا کند و اگر به رقابت هویتی تبدیل شود، همان چیزی که میتوانست سرمایه فرهنگی باشد، ممکن است به عامل گسست اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود.
@MinouyeKheradThinkTank
@MinouyeKheradThinkTank
- 👏 7
- ❤ 2
- 👌 1
- 🤝 1