حالا اما از همه چیز گذشتهام
از تنهایی و غم، از دلخوری ها، از آدمها
از آدمها بسیار گذشتهام
از آدم های بسیار گذشتهام،
حالا دیگر هیچ رنگی
مرا یاد کسی نمیاندازد
هیچ آهنگی چشمهای اشکبار کسی را
یادآوری نمیکند
قصهی همهی آن هارا فراموش کردهام
روزهای گذشته را هم با تمامِ آدمها ریختم دور
تکههای خودم را هم لابهلای آنها دیدم
که میرفت دور
و تا دورهای بسیار
از خودم هم گذشتهام!
دیگر عاشق زندگی لابهلای آدم ها نیستم
دلتنگ هیچچیز و هیچکس نیستم
از دلتنگیهای بسیار گذشتهام
حالا دیگر هیچکس را یادم نمیمانَد
نامها را زودتر فراموش میکنم تا زخم نشوند
چشمها را نمیبینم
دیگر جزئیات آدمها و مکانها اهمیتی ندارد
دیگر جز "من" چیزی برایِ من باقی نگذاشتم
و زندگی همین هست که هست!
آسمان هنوز آبیست
و هنوز هم اینجا آفتاب بر روی دشتهای سبز
بعد از باران های طولانی میتابد
باران که میبارد، آدمها زشت و عبوساند
جهان اما هنوز زیباست؛
به بوی خاک های خیس به نور
و به قهقهه و رقصِ بچه هایِ خیلی کوچیک زیر باران
در جهان همه چیز خوب است اگر بگذارند
و اگر منای مانده باشد
من هم خوبام
از تمامِ خاطرات خوب و بد گذشتهام
از جهان اما، هنوز نه؛
-پناه
@miich_ka | میچکآ
Post #1726
786
- ❤ 12