به تصویر ضمیمه شده به این فرسته خوب دقت کنید [اشاره به پست اکبر معصومبیگی در حمله به مخالفان رژیم]، این فرد عضو ارشد کانون به اصطلاح نویسندگان ایران! (بخوانید انیران) است، قبلاً توحش خود را نشان داده بود، دو سال پیش خواهان یکی کردن مغز پادشاهیخواهان با آسفالت خیابان شده بود.
این پیر خرفت پستفطرت عقل درست و حسابی ندارد و مکنونات قلبی خود را به راحتی بیان میکند، اما بسیاری از باشندگان فرقههای گوناگون ارتجاع سرخ و پنجاهوهفتی مغلوب هم دقیقاً مثل او میاندیشند و بعضاً وحشیتر از او هم هستند، منتها رویشان نمیشود به این صراحت پای بر خون فرزندان این آب و خاک بگذارند، بنابراین اکثرشان سعی میکنند، شستهرُفته خونشویی کنند. و با سفسطه و مغلطه حتی خودشان را ناراحت و خونخواه هم معرفی نمایند، اما وقتی میان خطوط مغالطات آنها میروی، دقیقاً بوی گند خونشویی و ابتذال شر و تلاش برای کاستن تقصیر خونخواران را استشمام میکنی.
بسیاری از ایرانیان، بعد از دی ماه خونین ۱۴۰۴ تنها به این دلیل و امید زنده ماندهاند که میهن خود را از چنگال خونخواران نجات دهند و هرگز اجازه ندهند چنین فجایعی دوباره در این سرزمین تکرار شود. بنابراین باید نسبت به هرگونه عادیسازی، خونشویی، آدرس غلط دادن، و تلاش برای تغییر یک میلیمتر از جایگاه اصحاب دعوا در پرونده کشتار جمعی دی ۱۴۰۴ حساس بود، و اسامی تکتک عملههای شر را باید به همراه نوع و میزان رذالتشان برای روز مبادا ثبت کرد.
شعار یهودیان پس از هولوکاست «هرگز دوباره» بود، که اشاره دارد به فراموش نکردن و اجازه ندادن برای تکرار دوباره آن فاجعه. ایرانیان نیز به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید اجازه فراموشی با عادیسازی و یا دروغپردازی درباره این فاجعه ملی را به کسی بدهند، به حکم تاریخ، ایران و ایرانیان از نکبت۵۷ عبور خواهند کرد، دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد، ولی بعد از آزادی یک بار برای همیشه بایستی پیمانی ملی ببندیم که اجازه ندهیم هرگز دوباره نیروهایی که زهر ۵۷ را در جان و تن ایران ریختند بر سرنوشت این آب و خاک و ملک و ملت حاکم شوند.
این باید آخرین باری باشد که ایرانیان به این وضع نکبتبار مبتلا میشوند.
به قول بامداد عزیز، باید آخرین باری باشد که ایرانیان برای نجات از دست مشتی جانی و جلاد و دیوانه خونخوار این میزان کشته میدهند و اینگونه مجبور میشوند به اینسو و آنسوی جهان دست یاری دراز کنند.
نمیشود هر بار نسلی از راه برسد، کاوه و کوروش و اشک و اردشیر و رضاشاهی را برکشد، به هزار رنج و درد، ایران را از سیاهچالی خوفناک بیرون آورد، و وقتی آن نسل از گردونه خارج شد و سالهای بعد نسل دیگری ظهور کند و تمام داشتههای این ملت را در پای خیرهسریها و دیوانگیهای ایدئولوژیک خویش بر باد دهد.
ایران و ایرانی واقعاً این ظرفیت را ندارد که یکبار دیگر به چنین نکبت و حضیضی دچار شود. به ویژه عصر حاضر که زمانه تغییر کرده است و بر اثر بلاهت و خباثت و خیانت پنجاهوهفتیها، ایران ما در حال تجربه بدترین شکل قهقرا در تاریخ خود است.
خونشویان تخمحرام بدانند که رذالتهای آنها مندرج در تحت «نظر متفاوت» نیست، بلکه طبق اصول بدیهی اخلاقی و حتی قواعد حقوقی، کارشان دقیقاً همراهی با خونخواران است، اینکه اراذل خونشور تصمیم گرفتهاند تا آخرین نفسهای منحوس خودشان و جمهوری جنایتکار اسلامی در کنار این خونخواران بمانند ریشه در ذات و ایدئولوژی کثیفشان دارد. اما این را بدانند، بعد از ۱۸ و ۱۹ دی که در حقیقت هولوکاست و نسلکشی سیاسی ما ایرانیان بود هر جای جهان که باشند و هر عنوانی که روی خودشان گذاشته باشند و کماکان برای حکومت خونشویی میکنند نهایتاً بعد آزادی وعده دیدار ملت با آنها در دادگاههای دوران عدالت گذار خواهد بود. تکتک آنها شکار خواهند شد همانند اعضای دستگاه کشتار و دستگاه پروپاگاندای نازیها.
... خونشویی و پا گذاشتن روی خون زیباترین و شجاعترین فرزندان این آب و خاک و تکرار همه و یا بخشی از روایت خونخواران و تلاش برای کم کردن حتی یک میلیگرم از گناه و تقصیر قاتلان این ملت، از طرف هیچکسی تحمل نخواهد شد.
بسیاری از این اراذل خونشوییهای رذیلانه خود را پشت دروغهای بیشرمانهای چون «طرفداران پهلوی تحمل نظر مخالفان را ندارند.» ابراز میکنند، و بعضاً با یککاسه کردن پهلوی و جمهوری اسلامی سعی دارند به خونشوییهای خود وصف «نظر» یا «تحلیل» بدهند!
... وقتی یک عده همه هم و غم خود را صرف هرزهدرایی علیه پهلوی میکنند و سعی در جاانداختن همه یا بخشی از روایت خونخواران از هولوکاست سیاسی ایرانیان دارند، معلوم است که در ذهن ایرانی زخمخورده، هیچ تفاوتی با خامنهای و رادان و طائب و قاتلین اسلحه به دست نداشته باشند.
محمد محبی
https://t.me/mihanparastlink