تاریخ: ۱۹ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۱۰
برای: شب
سلام دوست من، امیدوارم حالت خوب باشد.
اینکه یک نفر از نقطهای از این کرهی خاکی برایم مینویسد و همدرد من است، تسلیبخش روح خسته و تنهای من است. اینکه میفهمم کس دیگری هم در جهنمی مانند جهنم من به سر میبرد، غمگینم میکند.
راستش، آنقدر این درد مرا عذاب داده که حتی نمیدانم چطور دربارهاش بنویسم و آن را برایت روایت کنم. دلم میخواهد روزی به گذشته برگردم و به خودم بگویم: «من رها شدم، رها شدم از این همه بند و زنجیر دردآور.» اما چنین چیزی محال به نظر میرسد.
دوست عزیزم، متشکرم بابت حرفهای قشنگت؛ چراکه حرفهایت دقیقاً چیزی است که من هم زندگیاش میکنم.
آرزوی رهایی دارم؛ هم برای تو، هم برای خودم و هم برای هر کس دیگری که مانند ما در جهنم سوزان درونش گرفتار شده است.
امضا: اِبهام
وضعیت نامه: لبپر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1150
108
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۱۹:۳۵ برای: اِبهام دوباره سلام. امیدوارم که حالت خوب باشد. قبل تر از هرچیز بگزار بگویم که ممنونم بابت آرزوی زیبایت. درست است که این حال زیبا نیست ، حتی گاهی درد هم مارا درمانده میکند، ولی در این دنیایی که کمتر کسی هست که تورا بفهمد…
- ❤ 2