تاریخ: ۱۹ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۱۳:۵۳
برای: خودم
نمیدونم از کجا شروع کنم
از وقتایی ک هردومون پراز خلاقیت بودیم و شاداب یا اون موقعی ک برای اولین بار فهمیدیم شاید ما برای دنیا زیادیم یا اون موقع ک فهمیدیم ما هم بالاخره میتونیم زندگی کنیم
یا اون موقعی ک تلاش کردیم زندگیمون رو نجات بدیم
تلاش کردیم ولی نشد
شاید اون قدر ک باید کافی نبود و الان هردومون داریم زور میزنیم ک از اول خودمونو بسازیم
سخته
خیلی سخته
نمیدونم باید این راه رو رها کنم یا مثه کنه بچسبم و اون بچه پرروعه باشم. تو عمق چشامون میدونیم میتونیم ولی میترسیم، هردومون میترسیم
از قبول مسئولیت، از شکست، از ادامه دادن
اعتماد ب نفس کافی رو نداریم، میخام برای هردومون گریه کنم ولی نمیتونم
ولی باید ادامه بدیم، تو همون دقایقی ک میدونیم باید رها کنیم باید بچسبیم بهش و ادامه بدیم
جا نزنیم
جا نزنیم
امضا: Luni
در تونل تاریک
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1141
134
- ❤ 3