🌱
پی افکندم از نظم، کاخی بلند...
برداشت رایج از شاهنامه، عموما با فرزانش درونی آن همخوان نیست. زیرا فردوسی را «نویسنده» و «پدیدآورنده» میپندارد، در حالی که او «سراینده» و «نقلکننده»ای وفادار به متن اصلی بوده است.
فردوسی خود میگوید متنی پهلوی را «به نظم آوردم»، نه اینکه آن را در ذهن خود ساخته باشد. منابع او، خداینامه، شاهنامهٔ ابومنصوری، روایات پهلوی و اوستایی، از قرنها پیش وجود داشته است.
حتی جزئیاتی مانند روییدن مار از شانهٔ ضحاک یا زندانی شدنش در دماوند، ساخت ذهن فردوسی نیست؛ بلکه بر روایات اسطورهای کهن استوار است، نه سلیقهٔ شاعرانه.
ریشهٔ درک غلط موجود، دریچهای است که غرب از فراز آن به تاریخ ایران نگریست. از قرن هجدهم، شاهنامه با چارچوب اسطورههای غرب اژه خوانده شد که در آن شاعر حماسی، خود خالق روایت است.
اما سنت حماسی ایران متفاوت بود. زنجیرهای رسمی از بایگانی شاهان و بزرگان که فردوسی آخرین حلقهٔ آن است.
این تفاوت، پیامد عملی دارد. اگر فردوسی خود خالق باشد، شاهنامه کتابی است ادبی و زیبا؛ اما اگر نقلکننده باشد، شاهنامه سرایش حافظهٔ تاریخ هزاران سالهٔ ایران است.
@midhistor
Post #3258
304

- ❤ 3
- 👏 2