¡Ni hao fine shyt
@Yingleibot
Post #2133
10
Forwarded from 𝁇 ͜𐚁̸ 𝁺 𝗒𝗎𝗑𝗂𝗇


🐦افسانه جو یان ؛ 🩸
─ با ردای سرخ و موهای بلندش، جو یان همیشه درست قبل از طلوع آفتاب ظاهر میشد، میگفتن هر جا رد پای او دیده بشه، یه خاطرهی قدیمی هم بیدار میشه ؛ هزار سال پیش، جو یان یکی از قدرتمندترین جاودانههای سرزمین آسمان بود، اما به خاطر شکستن یک قانون مقدس، از بهشت رانده شد و تمام خاطراتش از او گرفته شد، تنها چیزی که براش باقی موند، یک شعلهی سرخ بود که هیچوقت خاموش نمیشد،
─ جو یان نمیدونست چرا این شعله رو با خودش حمل میکنه؛ تا اینکه یک شب، صدایی آشنا در میان باد شنید،
• : هنوزم منو یادت نیست؟
─ برای اولین بار، قدمهای جو یان متوقف شد، دختری کنار درختی قدیمی ایستاده بود؛ همان جایی که هزار سال پیش از هم جدا شده بودند، با دیدنش، تصاویر پراکندهای در ذهنش شعله کشید،
─ یک وعده، یک وداع، و دختری که قسم خورده بود روزی دوباره پیدایش کند، اما چیزی که جو یان نمیدانست این بود که او دشمن سرزمین آسمان شده بود، بازگشتش، نظم میان جاودانهها و انسانها را به هم میزد، شورای آسمان فرمان داد جو یان پیش از طلوع ماه بعد ناپدید شود، اما جو یان این بار حاضر نبود فرار کند، شمشیرش را برداشت و به آسمان خیره شد،
─ آرام گفت: هزار سال از من خاطره گرفتین؛ این بار دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم،
─ آن شب، آسمان سرخ شد و تمام فانوسهای شهر یکییکی خاموش شدند و افسانهی جو یان، از همان شب آغاز شد ٖ ٖ ٖ
─ این داستان کاملا ساختگی و تخیلیه!
ㅤㅤ𝁢 𝖺𝖼𝗍𝗈𝗋 ; #ZhouYiran 𝀤

