مائده اومده بود پیشم و بعد از صحبت های طولانی بهم گفت #اتند_ریه_سین بهش زنگ زده و گفته:« من تاحالا فاطمه رو اینقدر ناخوش احوال ندیده بودم، حواست به فاطمه باشه و هواشو داشته باش!»🥹
------------------------------------------------
خیلی جدی داشتیم با #ریرا حرف میزدیم..
بهش گفتم این روز ها از بس همه چیز سخت و بد میگذره دلم میخواد دنیا تموم بشه و بمیرم..🥲💔
بعد با خونسردی تمام بهم میگه:«میشه قبل از مُردنت بیای من نمونه خون گرفتن رو روت تمرین کنم؟!😶🌫💔😂👀»
عصر هم برام شیر قهوه درست کرده بود و به بهونه ی اینکه آخر عمری موش آزمایشگاهی اولین تجربه شیرقهوه درست کردنش بشم اومد پیشم و نذاشت تنها ناراحت بمونم..
-------------------------------------------------
اگه من #ریرا ، #مائده و استاد رو نداشتم ، این روزا رو چطور باید تحمل میکردم؟!🥲❤️🩹
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
از مهر ۱۴۰۵
Post #3636
119

- ❤ 6