امروز، بعد از ۶۰روز، زیباااترین طلوع رو دیدم!
طلوعی که نوید تموم شدن آخرین کشیک از روتیشن اینترنی جراحی رو میداد!✌️😍
بله۲۰مین کشیک جراحی و۳۹مین کشیک اینترنی هم Done✅!
اگه ازم بپرسی،میگم فکرش رو نمیکردم همهچیز اینقدررر سخت بگذره..!
شاید از کشیکهای جراحی، فقط و فقط برای بیمارای فسقلیم دلم تنگ بشه..
یا منیج بیمارای تروما..
و برای آدما؟احتمالا دلتنگ دکتر سامان و یه کوچولو دکتر سینا و رزیدنت میم هم بشم!
و شاید برای اون حس رهاایی و آزادی بعد از کشیک هم دلتنگ بشم!
ولی بجز اینا دلم میخواد بقیه چیزا رو فراموش کنم!
نمیشد پستکشیک رو جشن نگرفت که!
برای همین،صبحانه به صرف حلیم و نون محلی، خودم رو به پارک نزدیک بیمارستان دعوت کردم.😌
هرچند این ساعت از روز،بهجز من و پاکبانها،فقط ساقیها توی پارک هستن👀😂
به عقب که نگاه میکنم؛به تمووم این دو ماه و حتی سختیهای این یک سال که چشمم میافته،باید بگم:
«ما را به سختجانی خود این گمان نبود!»
ولی هرچقدر هم سختجااان بودم، گاهی شکستم..
و گاهی تکههایی از من گم شدند..!
اما هنوز روی پاهام ایستادم
و باااااید ادامه بدم!
#خاطرات_اینترنی
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
۳۰شهریور۱۴۰۵
Post #3627
206

- ❤ 11
- 💯 2