TGViewer
مَِــَِوَِزَِیَِڪَِــ‌وَِیَِدَِئَِوَِمَِــَِتَِـنَِ‌نَِاَِبَِ 🌺 مَِــَِوَِزَِیَِڪَِــ‌وَِیَِدَِئَِوَِمَِــَِتَِـنَِ‌نَِاَِبَِ 🌺 @matn_nabe1 · 566 subscribers
Post #66183 19
. ⊰⃟𖠇࿐ྀུ📚✨📚༅࿇༅═‎┅───


🥲#برشی_از_یک_زندگی
#سیب_سرخ
#قسمت_صدوپنجاهوپنج

از تو هرکاری بگی برمیاد.انتظار نداشت چنین حرفی بهش بزنم...نگاهم کردگفت:- چی؟ تو یعنی داری میگی من دروغ میگم....خیلی عصبانی شده بودم...کنارش زدم و قبل از اینکه مانعم بشه پله ها رو پایین رفتم.حاج یوسف با دیدنم بلند شد...با صلابتِ تمام سر بالا دادم و گفتم:- من هیچ جا نمیام...اگه فکر کردین این دفعه هم می تونید مثل سِری قبل دستمو بگیرید و به زور ببرید برای التماسِ پدر پروانه، من دیگه این کارو نمی کنم. همین نوه یکی یدونه شما مدتهاست با این پروانه دوسته...پروانه هم دختره...احساس داره...بهش دل بسته...از کجا معلوم از سرِ دلبستگی و عاطفی بودن واقعا فرهاد باهاش کاری نکرده باشه.؟ به علاوه اگه کاری نکرده که هیچ تو دادگاه ثابت میشه اگر هم کاری کرده باشه فرهاد باید تاوان بده و پاش وایسه...برای یه بار هم که شده بذارید تاوان بده....موضوع پروانه و فرهاد واقع به من ربطی نداره.باورم نمیشد.اما اولین بار وقتی این حرفها رو می زدم حتی صدام هم نمی لرزید...کاری که فرهاد باهام کرده بود انگار از اون نازگلِ ترسوگفت:- نازگل تو می فهمی داری چی می گی؟ میدونی من چقدر بال بال زدم که این موضوع به گوش تو نرسه.برای اینکه ذهنت آشفته نشه؟ اما تو داری میگی من با اون دختره کاری کردم..تکیه دادم به در...گفتم:- فرهاد برو...نمی خوام صداتو بشنوم...نمی خوام.این بار مشت کوبید روی در و بدتر جیغ زد:- من با هیچ دختری نبودم...چرا اینو باور نمی کنی؟ داری نابودم می کنی...می فهمی یا نه....حقیقتش کمی ترسیده بودم....می ترسیدم درو بشکنه و بیاد تو....گفتم:- فرهاد مهم نیست اصلا....اینکه من باور بکنم یا نه مگه چه اهمیتی داره. چه اهمیتی داره من بهت اعتماد کنم یا نه.صدای گریه شو از پشت درشنیدم...کاش می فهمیدم چی تو سرشه که تا حدِ مرگ عذابم می داد و بعد این موضوع و اینکه بتونم بهش اعتماد پیدا کنم انقدر مهم بود که اشک می ریخت....گفت:- من هرجوری شده ثابت می کنم بی گناهم اما هیچ وقت نمی بخشمت...به خاطر اعتمادی که بهم نکردی هرگز نمی بخشمت....چشم هامو باز و بسته کردم..از من یک سنگ ساخته بود...یک مجسمه بی احساس.گفتم:- منم نمی بخشمت....به خاطر این ازدواج...به خاطر جهنمی که برام ساختی....هرگز نمیبخشمت....حالا یِر به یِرشدیم...صداش قطع شد.هم داد زدن هاش و هم گریه هاش...فکر کردم آروم شده...اما کمی که گذشت صدای شکستن شنیدم...تو خونه داشت یه چیزهایی رو می شکست...حسابی ترسیدم...درو باز کردم و نگاهی انداختم....چند تا ظرف دکوری شکستنی روی میز بود....همه رو شکسته بودم و زمین پر از شیشه های خردشده بود....نفسم بند اومد...گفتم:- چیکار می کنی؟دستشو بالاگرفت....گفت:- نیا جلو....پامو عقب گذاشتم.خیلی عصبی و بهم ریخته بود....گفت:- متاسفم...هم برای خودم...هم برای تو....اما از این لحظه خیلی چیزها عوض میشه....نمی دونستم داشت از چی حرف می زد...اما من مُرده بودم...خودش منو کُشته بود....در حالی که از روی خرده شیشه ها رد میشد و پاهاش زخم میشد رفت سمت در...دم در تازه متوجه شد پاش پر از شیشه خرده هاست.دلم درد گرفت...گفتم:- با این پات...دستشو بالا برد و نذاشت ادامه بدم...دم در یه جفت دمپایی بود.پوشید و رفت.نگاهم موند به وضع خونه...پاهام جون نداشتن...نشستم همونجا روی زمین و نگاه کردم...نگاه کردم....فقط نگاه کردم....
***
چند روزی گذشت.من تو اتاق می خوابیدم و شبهایی که فرهاد برای مرخصی می اومد بدون اینکه باهام حرف بزنه روی مبل دراز می کشید و می خوابید...فکر همه درگیر بود و قطعا کسی حواسش به رابطه تیره و کدر من و فرهاد نبود.نمی دونستم قضیه فرهاد و پروانه قرار بود کجا برسه....اما جسته و

ادامه دارد


 
  • ❤ 2
  • 😍 1
  • 💯 1
  • 🙉 1
More from @matn_nabe1
  1. Oct 17, 2026سپاااس ازاینڪه تااین لحظه ڪنارمابودید باارزوے شبے خوش براااے شماااعزیزان تاصبحے دیگر خدااا…
  2. Oct 17, 2026شب خوش به امید فردایی بهتر
  3. Oct 17, 2026به امید دیدار مجدد😍
  4. Oct 17, 2026ولی تو جیگر گوشه ی قلب منی، تو همیشگی ترین عشق منی، تو عمیق ترین حس منی♥️⃟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  5. Oct 17, 2026ﻣﻦ ﺗــــــﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.. ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻧﯿـﺎﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿـﻞ ﮐﻪ ﺗـﻮ ﺳﺰﺍﻭﺍ…
  6. Oct 17, 2026تو قشنگ ترین،عزیز ترین و عمیق ترین حس منی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →