یک نفر از دور گنبد را تماشا می کند
یک نفر هم می نشیند با تو نجوا می کند..
کودکی گم می شود در ازدحامِ زائران
ناگهان خود را در آغوشِ تو پیدا می کند..
مادرم می گفت: پای پنجره فولادتان
یک گره بستن خودش صدتا گره وا می کند..
حاجت ما را که کم صبریم بهتر می دهی
دستِ لطفت غوره را در لحظه حلوا می کند..
هرکه با دنیایی از اندوه و مشکل رو به روست
می گریزد سوی مشهد،ترکِ دنیا می کند..
از دلم اصلا خبر داری چقدر آشفته است؟
طفلکی این روزها خیلی تقلا می کند..
زائرت مَعطل نمی ماند برای خرجِ راه
از در و همسایه،از جایی مهیا می کند..
ساک می بندم بیایم...صبح فردا در حرم-
شاعری از دور گنبد را تماشا می کند...
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #353
780
- ❤ 14