حتی همین وقتها که پلکهام آرومآروم سنگین
میشن وخواب،بیصدا از راه میرسه،دلم به یک دلگرمیِ خدایی محتاج میشه؛اینکه سرم برگردونم و بدونم کسی هست که یادِ خدا دراو بیشتر از من است.آرام به او بگویم:«اگر خوابم برد و بلند نشدم برای نماز صبح بیدارم کن…»و او کتابی که تازه میخوانند رو کنار بزاره و اروم دستانم را بگیره و با صدایی مطمئن بگه:«زهرا خانومم،توبخواب،من بیدارم؛وقتش که شد،صدات میکنم.»آدم بعضی شبهانه تکیهگاهِ بزرگ میخواهدنه حرفهای بلند؛فقط کسی که کمکش کندحتی از دلِ خواب راهش به خدا گم نشود.
Post #5058
768
- ❤ 22
- 💘 9
- 🕊 1