🌴 داستان آبادان
🔹قسمت اول: از «اَوپاتان» تا «آبادان»
🔸داستان آبادان حوالی ۱۲۹۰ شمسی آغاز شد. انگلیسیها که در کوهستان مسجدسلیمان نفت کشف کرده بودند، بهدنبال جایی برای تصفیه آن میگشتند؛ جایی که هم آب فراوان داشته باشد و هم بتوان نفت را آسان به آنجا برد. آنها سرانجام به جزیرهای در ساحل اروند رسیدند که هم آب بسیار داشت و هم بلندیاش از سطح دریا صفر بود. میتوانستند نفت را در مسجدسلیمان در لوله بریزند و بدون پمپاژ در جزیره تحویل بگیرند.
🔸این ساحلِ گرم و شرجی جمعیت زیادی هم نداشت. روستایی کهن بود به نام عبّادان که محلیها آن را «جزیرة خِضِر» (تلفظ بومی خِضر) میگفتند. آنجا بنایی بود از سدهٔ دهم هجری که قدمگاه خِضر نبی بود. البته عبّادان خود نامی قدیمی بود. اعراب سدهها پیش گفته بودند: «لیسَ وراءَ عبّادان قریةٌ» و همین را منوچهری شاعر سرشناس عصر غزنوی در شعر آورده است که «نیست آنسوتر ز عبّادان دهی». یاقوت حَموی در سدهٔ ۷ق گفته است: «در عبّادان خانقاههای صوفیه و زیارتگاهی منسوب به امامعلی هست».
🔸بعدها روشن شد نام جزیره گویا از این هم کهنتر و از دورههای پیش از اسلام بوده است. گفتهاند - و معقول هم مینماید - که نام اصلی آن، «اَوپاتان» بوده است؛ مرکب از سه جزء اَو (آب) + پات (پاییدن) + ان (جا، مکان)، رویهم یعنی محل پاییدن آب، مکان نگهبانی از آب. در تاریخ هم خواندهایم که سازههایی مانند مناره از چوب میساختند (خَشاب) و در آبهای این نواحی کار مینهادند و از فراز آن دیدهبانی میکردند؛ کشتیها را شب و روز راه نشان میدادند و جهاز دزدان را رصد میکردند و نزدیکشدن آنها را خبر میدادند. فرهنگستان رضاشاهی اما این نامها را رها کرد و نام زیبا و بامسمّای آبادان را برای جزیره و شهر تازهٔ آن برگزید (۱۳۱۴شمسی).
▫️|قسمت ۲|
| عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد |
🆔 @mahrooz87
Post #1350
1.73K