🔵 #پیام_شما
♥️♥️
چند شب پیش باتفاقِ همسرم از یک فروشگاهِ لوازم خانگی یک دستگاه فِر خریداری کردیم،از آنجا که کارتنِ آن در صندوق عقب و حتی روی صندلیِ عقبِ اتومبیل جا نمی گرفت قرار شد فردا دستگاه را بفرستند به آدرس مان.
فردای آن شب فروشنده تماس گرفت و گفت منزل هستید پیک موتوری فر را بیاورد؟
با تعجب پرسیدم پیک موتوری؟!
مگر یک دستگاهِ فر که در کارتون بستهبندی شده و وزن و حجمِ آن هم کم نیست و با اتومبیل نشد آنرا ببریم، می شود با موتور آورد؟
گفت اینها اجاق گاز را هم با موتور حمل میکنند، دستگاهِ فر در مقابل آن چیزی نیست، نگران نباشید ....
حدودِ یک ساعت بعد آقایی تماس گرفت و گفت فِر را آورده ام و در خیابانِ شما هستم ، آدرسِ دقیق را به او دادم و به درِ منزل رفتم.
مردی لاغر اندام که گرچه سنِ افراد سختی کشیده را از ظاهرشان نمی توان حدس زد اما به نظر ۶۰_۷۰ ساله می آمد و او با این سن و سال در گرمایِ تابستان و سرمایِ زمستان برایِ تامینِ مایحتاجِ زندگی و قوتی بخورونمیر برایِ خود و خانواده اش مجبور است با این دشواری با یک موتور در کفِ شهر کالا جابجا کند!
سلام احوالپرسی کردم آن آقا ضمنِ اینکه پاسخِ مرا میداد کارتونِ فر را که رویِ ترکِ موتور با کش بسته بود پایین گذاشت و بدونِ اینکه بگذارد من کمکش کنم هرجایی که میشد کارتون را روی زمین میکشید و هرجا که لازم بود آن را بلند میکرد تا رسیدیم به آشپزخانه... لیوان شربتی که آماده کرده بودیم را خورد و به دمِ در برگشتیم، در این بین از او پرسیدم بیمهای؟ بازنشسته نیستی؟ قبلاً جایی کار نمیکردی که بیمه باشی؟
گفت نه، نوجوان بودم که پدرم فوت کرد و مسئولیتِ مادر و برادرخواهرهای کوچکتر بر عهدهء من بود، بعد هم که ازدواج کردم و تشکیلِ خانواده دادم و در همهء این سالها مشغولِ کار بودم و نتوانستم درسم را ادامه دهم و یا جایی استخدام شوم!
پرسیدم چند تا فرزند داری؟
گفت چهارتا که سه تای آنها ازدواج کردهاند و یک شان در خانه پیش مان است.
پرسیدم خانه از خودت داری؟
گفت کاش یک آلونک از خودم داشتم!
نه،، اجاره نشین هستم!
پرسیدم هزینهء حملِ فر چقدر میشود؟
گفت ۴۰۰ تومان.
گاهی ممکن است هر یک از ما کالایی را با قیمتهای چندده میلیون و یا صد، دویست میلیون تومان و زیادتر خریداری کنیم و پولِ آن را بدون کم و کاست بصورتِ نقد به فروشگاه بپردازیم، اما وقتی یک رانندهء زحمتکشِ وانت و یا یک آقایی با موتور آن را برای مان میآورد بر سرِ کرایهء حمل با او چانه بزنیم که آقا کمتر حساب کن! در حالیکه هزینهء حمل و کرایه در مقابلِ قیمتِ کالا رقمی نیست و اصلاً به حساب نمیآید که بخواهیم حساب کتاب کنیم و از این بندگان خدا تخفیف بگیریم!!
و من هنگامیکه می خواستم کرایهء این مرد را به حسابش واریز کنم با مرور آنچه در گفتگوی کوتاه مان گفته بود در ذهنم و نگاهی به چهرهء خسته اش، سه میلیون به شماره کارتی که برایم خواند واریز کردم و گفتم بقیهاش باشد شیرینیِ دستگاهِ فری که زحمت کشیدی برای مان آوردی.
خوشحال شد و گفت هر کاری داشتی و هر وقت خواستی لوازمِ خانگی بخری به خودم زنگ بزن، من آنجا آشنا دارم و برایت تخفیف میگیرم و تشکر کرد و رفت...
شبِ آن روز این پیامک را از او دریافت کردم:
" عرض ادب و سلام خدمت سرورگرامی .
شما امروز با این کار خیری که در حق من کردید باعث شدید من بعد از چندسال یه هدیه تولد برای خانمم بگیرم تا فردا تولدشه بهش تبریک بگم. یعنی بزرگوار شما با این عملِ خداپسندانه دل من و همسرم را شاد کردید. الهی که همیشه شاد و سلامت باشی. من با این اجاره های سرسام آور ففط اونقدری میتونم کار کنم که ففط اجاره خونه بدم ومخارج خوردوخوراک را از پسش برایم ولی با این حال خدا را شکر که تنم سالمه. بازم از لطف شما سپاسگذارم.
خودت وخانواده درپناه خدا "
وقتی پیامک را خواندم انگار خدا دنیا را به من داده بود! شاید هیچ خبری تا این حد مرا شاد و خوشحال نمی کرد!! فکر نمیکردم ۳ میلیون تومانی که نمیتوان با آن دو کیلو گوشت خرید میتواند این گونه خوشحالیِ یک زن و شوهر را باعث شود. پاسخِ او را دادم و تولدِ همسرش را تبریک گفتم، مردِ زحمت کش و رنجدیده ای که با وجودِ همهء مشکلات و گرفتاریهایش خدا را شکر می کند که سالم است و می تواند کار کند ...!
و بعد با خود گفتم ما که در جهتِ تغییر و بهبودِ شرایطِ نابسامانِ اقتصادیِ مملکت مان کاری از دست مان بر نمیآید، اما هر یک می توانیم در حدِ توانائیِ خود به همنوعانِ نیازمندمان کمک کنیم که حتی کمک های ناچیزِمان میتواند حداقل گره ای کوچک از کارِ فروبستهء انسانی نیازمند را باز کند و بعنوانِ مثال با یک مبلغِ کم و کمکِ ناچیز مردِ خانواده دوستِ تنگدستی هدیهای برای همسرش فراهم کند! و ...
....♥️♥️
Post #108923
7.69K
- ❤ 313
- 👍 27
- 😢 12
- 👎 3