بعد، هنگام پیادهروی پاییزی، منِ جنون دست بیه و یه کارای جوگیرانهای میکنم. مثلاً امروز یه لیوان بزرگ آبآلبالو خریدم و وسط خیابون سرکشیدم. شاید بگید اینکه جنون نیست و جنون ندیدی و ما مجنونتر از توییم و این حرفا. بله! در صورتیکه فشارتون تنظیم باشه و پلهپله تا ملاقات خدا نرید.
باز خوبه قبلش عسل خریده بودم و کنار همون وانت آبآلبالوفروشی، شیشهی عسل رو باز کردم و مثل پوه، چند انگشت عسل خوردم و توانایی برگشت به منزل رو پیدا کردم.
Post #4928
350
محبوب من! منصوره رضایی حقیقتاً این میزان خزانندیدگی یا تابستانگریزی هم خوب نیست دیگه. من دقیقاً مثل خرسهای قطبی هستم، البته برعکسش؛ توی تابستان نهایتاً دهدرصد انرژی دارم و فقط برای بقا زندگی میکنم. برعکس در پاییز و زمستان، انرژیم شونصدبرابر میشه و از طرفی، بهخاطر رنج و زجری…
- 😁 24
- ❤ 2
- 👍 2