«واقعا میخوای بزاری همینجوری از دستت بره؟» جملهای که مدام توی سر نیکی درحال چرخ خوردن بود و افکارش رو بهم ریخته بود. نیکی واقعا شجاعت این رو داشت که به سونو احساساتش رو بگه؟ یا قراره برای هميشه از دستش بده؟
Post #4191
27
Forwarded from ⛦lαsƚ Sƚαɾ 🆕





𝗕𝗲𝘁𝘄𝗲𝗲𝗻 𝗧𝘄𝗼 𝗕𝗿𝗲𝗮𝘁𝗵𝘀²