تأملی بر تجمعات شبانه، و رئالیسم تأخیری
تجمعات شبانهای که در آغاز با حضور برخی و از جمله شماری از حتی اصلاحطلبان شکل گرفت، در ابتدا برای بسیاری از شرکتکنندگان واجد معنایی متفاوت از آن چیزی بود که بعدها در عمل مشاهده شد. برخی از این افراد با نیت دفاع از کشور، ابراز همبستگی ملی و حمایت از ارزشهای مورد اعتقاد خود در این گردهماییها شرکت میکردند و احتمال نمیدادند که چنین تجمعاتی بهتدریج در مسیر دیگری قرار گیرد و زمینهای برای بهرهبرداری جناحی و تسویهحسابهای سیاسی فراهم آورد. چگونه حرکتی که میتوانست با پرچم ایران، نماد وحدت ملی و همگرایی اجتماعی باشد، به بستری برای حملات توهینآمیز علیه توافق، مذاکره و شخصیتهایی چون سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی و محمدجواد ظریف تبدیل شد؟ چه کسانی اینان را سازماندهی میکند؟ من تعجبم از مردم سادهای است که به راحتی ملعبه سیاست سیاستبازان میشوند.
یکی از نشانههای قابل تأمل در این روند، تغییر نمادها و جهتگیریهای تجمعات است. پرچم ایران میتواند نماد تعلق مشترک همه شهروندان باشد؛ اما هنگامی که نمادهای خاصی همچون پرچم سرخ انتقام در مقیاسی گسترده توزیع و به نشانه محوری یک حرکت تبدیل میشوند، این نگرانی به وجود میآید که منافع مشترک، زیر سایه قرائتی خاص و جناحی از سیاست قرار گیرند.
در این میان، جریان موسوم به جبهه پایداری و طیفهای نزدیک به آن، بهعنوان یکی از بازیگران مناقشهبرانگیز سیاست ایران، نیازمند بررسی دقیقتری هستند. چگونه ممکن است این جریان سیاسی، با وجود برخورداری از پایگاه اجتماعی بسیلر محدودتر نسبت به برخی رقبای خود، در مقاطع مشخصی از قدرت اثرگذاری بالایی برخوردار شود؟
بااینهمه، نمیتوان ریشه ناهنجاریهای سیاسی امروز را صرفاً در تحولات سالهای اخیر جستوجو کرد. بخشی از زمینههای شکلگیری این وضعیت را باید در تجربههای سیاسی دهه ۱۳۶۰ و نحوه مواجهه جریانهای مختلف با یکدیگر بررسی کرد. از این منظر، یکی از خسارتهای بزرگ تاریخ سیاسی معاصر ایران آن است که تجربههای پرهزینه گذشته، همواره به اندازه کافی به معیار اصلاح رفتارهای بعدی تبدیل نشدهاند.
همین امروز تجربه جنگ ۱۲ و ۴۰روزه و کشتار دیماه۱۴۰۴ پیش روی ماست. اگر در گذشته مسئولان میدانستند وضعیت نابهنجار و امروزی و این همه خسارت مادی و معنوی بر ایران حادث میشود اجازه داشتند همان روش حکمرانی در داخل و برخورد با جامعه جهانی را ادامه دهند؟
در اینجاست که مفهوم «رئالیسم تأخیری» اهمیت پیدا میکند. مقصود از این تعبیر، تأخیر در شناخت واقعیتهای سیاسی و پذیرش پیامدهای تصمیمهاست؛ وضعیتی که در آن، بازیگران سیاسی تنها پس از تحمیل هزینههای سنگین به جامعه، به محدودیتهای رویکرد خود پی میبرند.
در پایان سخن این قلم با تندروهای و بادوهای سیاسی است که: هیچ موقعیت سیاسی، تضمینکننده مصونیت دائمی در برابر رقابتهای قدرت نیست. اگر قاعده بازی بر اساس انتقام، بیاعتبارسازی و محروم کردن رقیب از حضور مشروع در عرصه عمومی تنظیم شود، هیچ جریان سیاسی نمیتواند از پیامدهای درازمدت آن در امان بماند و این شتر حذف، درب خانه شما هم خواهد خوابید.
@lotfi_mojtaba
Post #2522
981