نور در حبسِ پرده
پرده در دستان باد
و باد در دستان آب
و آب در دستان نور
نوری که در چشمانی دور
درون تنهاییاش نشسته بود
نوری که آب را باد کرد
و پردهای که نور را خواب کرد
نوری که در حبس، خود نشسته بود
و جهانی در انتظار زمانی که خود،
میلههای قفس را شکست، بود
Post #175
19
- 🕊 4