✨ به
مناسبت روز شعر و ادب
از «گرهگشای» پروین اعتصامی تا «معنادرمانی» ویکتور فرانکل👨🦳 پیرمردی فقیر، با دو فرزند بیمار، روزهای سختی را میگذراند. هر روز برای پیدا کردن نان به اینسو و آنسو میرفت و سرانجام یک روز، دهقانی مقداری گندم به او داد.
🌾 پیرمرد گندمها را در دامنش ریخت و گره زد و در راه، از خدا خواست گره از کارش باز کند. ناگهان گره دامنش باز شد و همه گندمها روی زمین ریخت.
❗️😔❗️ با ناراحتی گفت:
«من از تو خواستم گره از کارم باز کنی، چرا گره گندمم را باز کردی؟»
💰 اما وقتی برای جمع کردن گندمها خم شد، کیسهای پر از زر روی زمین دید.
آنجا بود که فهمید چیزی که لحظاتی قبل آن را یک مصیبت میدید، میتواند معنایی کاملاً متفاوت داشته باشد:
«هر بلایی کز تو آید رحمتی است»
✍ پروین اعتصامی
این داستان، ما را به یکی از مفاهیم مهم در معنادرمانی «ویکتور فرانکل» نزدیک میکند:
فرانکل نمیگوید رنج خوب است یا باید آن را دوست داشت؛ بلکه میگوید حتی وقتی نمیتوانیم یک موقعیت دشوار را تغییر دهیم، هنوز میتوانیم درباره نحوه مواجهه با آن و معنایی که برای خود از آن میسازیم انتخاب کنیم.
گاهی ما هم در میانه یک اتفاق سخت، فقط «ریختن گندمها» را میبینیم؛
اما هنوز نمیدانیم قرار است چه چیزی را در ادامه مسیر پیدا کنیم.🌱
♦️کانال مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی لرستان:
🔗
https://eitaa.com/moshaverehlorestan#مرکز_مشاوره
#روز_شعر_و_ادب_فارسی
#پروین_اعتصامی
#معنا_درمانی
#ویکتور_فرانکل
#مفدا_لرستان
🆔
@Lorestanmefda