نیچه: خدا مرده است.
اسپینوزا: خدا، یعنی طبیعت.
پاسکال: دل دلایلی دارد که عقل از آن بیخبر است.
داوکینز: احتمال وجود خدا بسیار ناچیز است.
لاپلاس: من به آن فرضیه نیازی ندارم.
کانت: وجود خدا را نمیتوان با عقل نظری اثبات کرد.
سارتر: اگر خدا وجود نداشته باشد، انسان آزاد است.
راسل: اگر خدا وجود داشته باشد، احتمالا از اینکه مردم از روی ترس به او احترام بگذارند خوشحال نیست.
استفن هاوکینگ: برای توضیح جهان، نیازی به خدا نداریم.
ارسطو: خدا، محرک نامتحرک است.
افلاطون: خیرِ مطلق، سرچشمهی حقیقت و هستی است.
اپیکور: اگر خدا بخواهد شر را از میان ببرد ولی نتواند، قادر نیست؛ اگر بتواند ولی نخواهد، خیرخواه نیست.
آگوستین: دل ما بیقرار است تا در تو آرام گیرد.
توماس آکویناس: وجود خدا را میتوان از راه آثار او در جهان استدلال کرد.
دکارت: خدا، موجودی کامل و نامتناهی است.
لایبنیتس: چرا بهجای هیچ، چیزی وجود دارد؟
هیوم: نظم جهان لزوما وجود یک طراح الهی را ثابت نمیکند.
هگل: دین، شناخت خدا از خویشتن در روح است.
شوپنهاور: دین ها حقیقت را در قالب افسانه و نماد بیان میکنند.
فوئرباخ: خدا ساخته و فرافکنی انسان است.
بلز پاسکال: ناتوانی ما در اثبات خدا، ناتوانی خدا نیست.
فرانسیس بیکن: اندکی فلسفه، ذهن انسان را به بی خدایی متمایل میکند؛ اما ژرفای فلسفه، ذهن را به دین بازمیگرداند.
ابنسینا: واجبالوجود، موجودی است که وجودش از ذات خودش است و به علت دیگری نیاز ندارد!
ورنر هایزنبرگ: جهان، عجیبتر از چیزی است که فکر میکنیم؛ حتی عجیبتر از چیزی که میتوانیم فکر کنیم.
گالیله: ریاضیات زبانی است که خدا با آن جهان را نوشته است.
نیوتن: این زیباترین نظام خورشید، سیارات و دنبالهدارها تنها میتواند از مشورت و سلطهی موجودی هوشمند سرچشمه گرفته باشد.
مارتین بوبر: هر تو، راهی به سوی توی ابدی است.