Post #6782
66

«عوامفریب» (دماگوگ)، در مقام یک سنخ اجتماعیـسیاسی، همچنان نیرویی تاریخی و حاضر در صحنه است؛ با این حال، فروغ او در برابر «تئوگوگ» (رهبر قدسیمآب) رنگ باخته است. «پوپولیست» در مواجهه با مؤمنِ سرسپرده به شبهدینِ حقوق بشر پدیدهای خرد و کماهمیت به شمار میآید. پوپولیست در پی هدفی معین علیه دشمنی مشخص پیکار میکند، درحالیکه تئوگوگِ حقوق بشر علیه تمام کسانی اعلان جنگ میدهد که در «سوی نادرست تاریخ» ایستادهاند.
بهویژه از سال ۱۹۹۱ بدین سو، دستکم بر معتقدانِ راسخ به آموزهٔ نجاتشناختیِ فلسفهٔ تاریخ ترقیخواه مبرهن شده است که حامل تاریخیِ رهاییبخشی کمونیستی در نهایت مقهور نیرویی بهمراتب مترقیتر شد: غربِ دموکراتیکِ تودهای. در پرتو این نگرش، دشمنان دیرین «سیستم» خود به زمرهٔ پرشورترین خادمان آن درآمدهاند.
زمانی شبح کمونیسم بر فراز اروپا در گشتوگذار بود؛ اینک شبح «انسانیت» است که بر سراسر جهان سایه افکنده است. اما بیدرنگ این پرسش رخ مینماید: انسانیتِ چه کسی؟ پاسخ همان است که پیشتر بود: انسانیتِ معتقدان به این مرام؛ انسانیتِ کسانی که خود را در «سوی درست تاریخ» نشاندهاند.
«دربارهٔ مفهوم دشمن، آنگاه که از حیث معناشناختی بر خودِ "امر انسانی" استوار میگردد: ناانسان فرمولی کور است که هر طرف میتواند دیگری را در قالب آن بنشاند تا حقانیت و اعتبار خویش را بهمثابه انسان به اثبات رساند. این فرایند نه حاصلی فراتر از این دارد و نه فروتر از آن: بازشناختنِ دشمن بهمنزلهٔ تابعی از مقاصد و منافع خویشتن.»
— راینهارت کوزلک، «مفاهیم دشمن» در کتاب رسوبات زمان
«"حقوق بشر" دستخوش منطق دگرگونشوندهٔ این وضعیت است و تناقضها و تنشهای حاکم بر جامعهٔ جهانی را بهشکلی چشمگیر بازمیتاباند. از این روست که کشمکش بر سر تفسیر آن، ناگزیر به ستیزی میان آحاد جامعه بدل خواهد شد؛ ستیز بر سر آنچه هر فرد در هر لحظه، حق سلبناپذیر خود میانگارد... درست همانند منطق درونی "تجارت آزاد"، منطق درونی "حقوق بشر" نیز دیری نخواهد پایید که بر ضد خودِ غرب خواهد شورید و آنگاه، غرب مواضع ایدئولوژیک کنونی خویش را فرو خواهد گذاشت. اما حتی در آن هنگام نیز سخت مایهٔ تردید است که بتواند در منازعات سهمگین بر سر توزیع [منابع طبیعی]—که قرن بیستویکم را به لرزه درخواهد آورد—به پیروزی دست یابد.»
— پانایوتیس کوندیلیس، «حقوق بشر: آشفتگی مفهومی و سوءاستفادهٔ سیاسی»
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
بهویژه از سال ۱۹۹۱ بدین سو، دستکم بر معتقدانِ راسخ به آموزهٔ نجاتشناختیِ فلسفهٔ تاریخ ترقیخواه مبرهن شده است که حامل تاریخیِ رهاییبخشی کمونیستی در نهایت مقهور نیرویی بهمراتب مترقیتر شد: غربِ دموکراتیکِ تودهای. در پرتو این نگرش، دشمنان دیرین «سیستم» خود به زمرهٔ پرشورترین خادمان آن درآمدهاند.
زمانی شبح کمونیسم بر فراز اروپا در گشتوگذار بود؛ اینک شبح «انسانیت» است که بر سراسر جهان سایه افکنده است. اما بیدرنگ این پرسش رخ مینماید: انسانیتِ چه کسی؟ پاسخ همان است که پیشتر بود: انسانیتِ معتقدان به این مرام؛ انسانیتِ کسانی که خود را در «سوی درست تاریخ» نشاندهاند.
«دربارهٔ مفهوم دشمن، آنگاه که از حیث معناشناختی بر خودِ "امر انسانی" استوار میگردد: ناانسان فرمولی کور است که هر طرف میتواند دیگری را در قالب آن بنشاند تا حقانیت و اعتبار خویش را بهمثابه انسان به اثبات رساند. این فرایند نه حاصلی فراتر از این دارد و نه فروتر از آن: بازشناختنِ دشمن بهمنزلهٔ تابعی از مقاصد و منافع خویشتن.»
— راینهارت کوزلک، «مفاهیم دشمن» در کتاب رسوبات زمان
«"حقوق بشر" دستخوش منطق دگرگونشوندهٔ این وضعیت است و تناقضها و تنشهای حاکم بر جامعهٔ جهانی را بهشکلی چشمگیر بازمیتاباند. از این روست که کشمکش بر سر تفسیر آن، ناگزیر به ستیزی میان آحاد جامعه بدل خواهد شد؛ ستیز بر سر آنچه هر فرد در هر لحظه، حق سلبناپذیر خود میانگارد... درست همانند منطق درونی "تجارت آزاد"، منطق درونی "حقوق بشر" نیز دیری نخواهد پایید که بر ضد خودِ غرب خواهد شورید و آنگاه، غرب مواضع ایدئولوژیک کنونی خویش را فرو خواهد گذاشت. اما حتی در آن هنگام نیز سخت مایهٔ تردید است که بتواند در منازعات سهمگین بر سر توزیع [منابع طبیعی]—که قرن بیستویکم را به لرزه درخواهد آورد—به پیروزی دست یابد.»
— پانایوتیس کوندیلیس، «حقوق بشر: آشفتگی مفهومی و سوءاستفادهٔ سیاسی»
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
















