من هم دقیقا مشابه همین خانم بودم ولی خب نظام دبستان پنج کلاسه و راهنمایی سه کلاسه و دبیرستان چهارکلاسه رفتم .ابتدایی دولتی، راهنمایی غیر انتفاعی و دبیرستان نمونه دولتی خوندم. دانش آموز یاغی ای بودم و همیشه با معلم و ناظم و مدیر گلاویز بودم و خب چند باری هم کار به اخراج موقت و حتی حراست آموزش و پرورش منطقه کشید. می دونید کیفیت آموزشی برای همون مطالب داخل کتابای آموزش و پرورش خوب بود ولی اون مطالب درصد زیادیش اراجیف و به کار نخور هستند. من رشته ریاضی فیزیک بودم و همیشه معلمای درس های غیر مرتبط رو بقدری اذیت میکردم که می انداختنم بیرون از کلاس. سیستم به شدت سرکوبگر و خودمونی بگم خایه های افراد رو می کشه که فقط مطیع و بله قربان گو باشی و هیچوقت بیرون از جعبه ی اونها فکر نکنی و عمل نکنی. خب وقتی اون روحیه ی سرکشی رو سرکوب می کنی میشه استرس و هزار مرض روانی دیگه . خدارو شکر دانشگاه دولتی نرفتم چون رشته ی مورد علاقم رو قبول نشده بودم و توی دانشگاه متوجه شدم چه بلایی سرمون میاوردن. اینکه همیشه دانش آموز مقصره چون سنش از همه کمتره یه عذاب وجدان دایمی به آدم میده که نکنه واقعا من بیمار بودم در صورتی که اونا بیمار بودن.
در مورد اینکه مطالب مدارس چقدر بدرد زندگی می خوره همینو بگم که ملت هنوز بلد نیستند چطور باید از خیابون رد شد . چطور در سرایط سخت و بحرانی مدیریت بحران و استرس داشت. چطور باید با هم صحبت کنیم . چطور وقتی کسی می خواد به حقمون تعرض کنه جلوش بایستیم و نه بگیم.
چی آموزش دادن به ما ؟!
گوساله اومدیم و گاو رفتیم.خلاص
با همه حرفات موافق نیستم، فرآیند یادگیری و آموزش فقط به مدرسه و دانشگاه خلاصه نمیشه، اینکه آدما خیلی چیزا رو بلد نیستند الزاما بخاطر مدرسه و دانشگاه نیست، بخشیش فرهنگ غلطه بخشیش فشار اقتصادی
مطالبی که تو مدرسه دولتی یاد گرفتید واقعا بدردتون خورده؟
به نظرتون بهره وریش چقدر بوده؟
از اینجا میتونید بهم بگید.
@Learn_Cast
@LearnCast