از تروریستای ایرانشهری که "شوونیسم" رو بر "مالکیت خصوصی" ارجحیت میدن بگذریم، به بحث "حاکمیت قانون" میرسیم.
قبلش یه نکتهای رو براتون باز کنم، ما در عصر "دولت-ملتها" زندگی میکنیم، چه خوشمون بیاد چه بدمون بیاد، "دولت و انحصار خشونت" در یک قلمرو سیاسی "یک بازی صفر جمع" هست، یعنی صرف "نبود فلان دولت" باعث نمیشه شما به "حاکمیت قانون" برسی.
اتفاقا شما به دولتی نیاز داری که مداخلات کمتری رو در اقتصاد [که خود قلمرویی در محدوده کنش انسانی دارد] انجام بده.
"مدافع حقوق مالکیت فردی مشروع" بودن، الزاما شما رو "دولت ستیز" نمیکنه، صرفا شما داری محدوده قدرت و محدوده "استفاده از قدرت" رو برای دولت محدودتر میکنی که با استفاده از بروکراسی و انحصاری که در اختیار داره، بطور سیستماتیک حقوق مالکیت مشروع افراد رو نقض نکنه.
"مدافع حقوق مالکیت فردی" بودن، به این شکل نیست که شما چشمت رو به "جرائم خصوصی" یا بهتر بگم "جرائمی که توسط افراد مستقل از دولت" رخ میده رو نادیده بگیری، این خودش یه تقلیل وحشتناک و اشتباهه، که باید با دقت زیر نظرش داشت.مسئله اینجاست بسیاری از نقض حقوق هایی که توسط سیستم دولتی صورت، با عناوین عجیب و غریب مثل "خیر جمعی"، "کنترل بازار"، "حمایت از تولیدکننده/مصرف کننده" صورت میگیره.
وقتی من میگم "نقض حقوق مالکیت فردی" محکوم و مردوده، یعنی این موضوع برای تک تک افراد حاضر در جامعه صادقه، و کسی نمیتونه اون رو دور بزنه و خودش رو برتر در نظر بگیره.
میرسیم به بحث "حاکمیت قانون"، قبلش باید "قانون و منشا قانون" تعریف کنیم، اساسا قانون [حقوقی] باید برای "دفاع از مالکیت فردی" افراد باشه. حاکمیت قانون هم یعنی ساز و کاری بیندیشی به دفاع منسجم تر و بیشتر این حق برسی، و هر نهاد و سازمانی رو [اعم از خصوصی، خصولتی و دولتی] و هر فردی رو فارغ از هر چیزی که قبول داره، رنگ پوستش، زبانش، تبارش، مرد و زن بودنش و ... در قبال نقض حقوق مالکیت خصوصی، پاسخگو کنی.
از اینجا شما میتونی تقلیل گرایی عدهای که سعی دارن "حاکمیت قانون" رو، تنها به دولت بسپارند، تشخیص بدی، صرف داشتن یک "دولت مقتدر"، شما رو به حاکمیت قانون، [برای دفاع از حق مالکیت تکتک اون افراد] نمیرسونه.
اتفاقا همین حاکمیت قانونه که دولت رو موظف به پاسخگویی در قبال افراد در جامعه میکنه!
در عمل، یکی از بنیادی ترین مسائلی که بشریت باهاش دست و پنجه نرم میکنه، اینه که چجوری میشه همزمان این خلا قدرت پر بشه، و همزمان این انحصار قدرت اینقدر نفوذ پیدا نکنه که برای تکتک رفتار و اعمال شهروندان تصمیم گیری کنه.
راهش از نظر من یه چیزه، تا زمانی نامعلوم [که هیچ وقت من نمیتونم تعیینش کنم]، وجود دولت رو به عنوان امری "موقت" میپذیرم، خودم نقض حقوق مالکیت دیگری رو نمیکنم، و سعی میکنم بخش خصوصی و سالم رو قوی تر کنم.
بارها و بارها گفتم من نه آنارکوکاپیتالیستم، نه این موضوع رو عملی میبینم، منابعشون رو مطالعه و ترجمه میکنم اما خودم تفکر مستقل دارم، رو حرفاشون فکر میکنم، نقدشون میکنم و الزاما چیزی که تو کتابا نوشته رو تو ذهن خودم کپیپیست نمیکنم. صرفا آدمیم که میخوام زندگیمو جلو ببرم، نه من نقض حقوق فردی دیگر رو کنم و نه اجازه بدم فردی دیگه همچین کاری کنه، اگر روزی من نقض حقوقی انجام دادم، این "حاکمیت قانون" که در سطح جامعه بصورت غیر متمرکز پخش شده بتونه من رو جوابگو کنه، هم اگر کسی همچین کاری در مورد من مرتکب شده، من بتونم همچین کاری براش کنم.
حالا شما پیش خودتون بگید، کسی که این چیزا رو میگه و مدافع حقوق مالکیته، و در حال حاضر تنها از تنها سلاحش [علاوه بر قلم و زمانی که برای نوشتن میذاره] ، یعنی فحش، اونم به افرادی سینه سپر میکنن و تهدید جانی و مالی میکنن استفاده میکنه، رو قبول دارید، یا فردی که هی سعی داره به هر نحوی نقض حقوق مالکیت رو با بزک دوزک های مد روز تئوریزه کنه؟
Post #2153
1.49K
- 👍 43
- ❤ 4
- 👎 1