💙 #شعر 💙
رفته ای چندی ست تا خالی شوی از ما و من ها
خوش ندارم ناخوش احوالت کنم با این سخن ها
.
گریه کردم بی تو روی شانه های جالباسی
عطر تلخت مانده روی تک تک این پیرهن ها
بعد تو باد است حرف عالم و آدم به گوشم
پندهای پیرمردان..شایعات پیرزن ها
رفته بودی...مثل اشک از چشم ها فتادم
کاش برگردی که افتد باز اسمم در دهن ها
کیستی ای عشق؟ وقتی نیستی در سوگ و سورم
چیست فرق پیرهن های عروسی با کفن ها?
حوض بی ماهی، حیاط برگ ریزان، چای بد طعم،
باز با گلپونه ها من مانده ام تنهای تنها
#علیرضا_بدیع
📕🍁 https://t.me/ld_idl
Post #3661
157