🌟 #شعر 🌟
در دلم باز هواییست که طوفانیِ توست
چشمم آفاق کبودیست که بارانیِ توست
منم و ظلمت این خانهی ویران بیتو
تا شبستانِ که ای دوست چراغانی توست؟
نقد جان در کَفَش این صیرفیِ عاشق ، من
دربهدر طالب آن گوهر انسانی توست
در کدامین چمنی میچمی ای طرفه غزال !
نِىِ کی جز غزلم ، لایق چوپانی توست ؟
هیچ کس جز من و جز رنج نخواهد دانست
راز جادوییِ آن خط که به پیشانی توست
شرح رنگین بهاران و جهان آرایيش
گل من !شّمهای از قصهى طولانی توست
باتو میگردد ازاین سوی به آن سوی چشمم
آفتابا !غرضم ،آینهگردانی توست
من هنوز از نفست بوی قفس میشنوم
یعنی این زمزمه، آواز گلستانی توست؟!
دور باد از تو دَمِ سرد خزانم، کامروز
برگ ریزان من، آغاز گل افشانی توست
هـم مگر شور تـو از سينه ام آزاد كند
غـزلى را كه به سوداى تو، زندانى توست
باز با شعبده، سر پيش تو بَر خواهم كرد
روزى ، آن روز كه هنگامه ى حيرانى توست
#حسین_منزوی
📕🍁 https://t.me/ld_idl
Post #3617
182