🪴 #دکلمه 🪴
توی یکی از کلاس های آمـوزشی
یه هنـرجویی داشـتم که
همیشه دیـر می رسیـد
همیشه صـداش خسـته بود و
انـگار زوری حرف میزد
تمـرین هایی که میـدادم انجام نمیـداد
هیچ وقت صـداشو گرم نمیـکرد
و زمانی که ازش میخواسـتم
آواز بخـونه ، واقعا یـاد امـوات
می افتـادیم و خوشـحال بودیم
رفتـن و نشنیـدن ایشـونو .
خلاصه نـگم براتـون از ویـژگی های
منحصـر به فـردِ ایشـون
با اینکه شـاکی بودم ازش
هـر بار باهاش مـدارا میـکردم و
پیش خـودم میگفــتم بـذار
بیشــتر بهـش فرصـت بـدم شایـد
الان شـرایطش مسـاعد نیسـت
ده روزی گذشـت از تایـم ثبت نامش
و با خودم بسـته بودم که حتما باهاش
برخورد داشــته باشـم تا این وضع رو
تغییـر بـده و روی خودش کار کنـه
اون روز
بر عکس بقیـه ی وقتـها
زود رسیـد و خیلی تعجـب کردم
تقریبـا اکـثر هنـرجو ها
آوازهاشـونو خونـده بودن
وقتی ازش خواسـتم بخونه
منتظـر بـودم مثل همیشه
یه آواز فالش و بی نظـم
تحویـلم بـده
اما وقتـی تـرانه ی گهـواره ی
خانـم گوگوش رو خـوند
حس کردم یه آدم دیـگه س
که تازه به ایـن کلاس اومـده
اونقــدر زیبـا اجـرا کرد
که ایسـتاده براش کف زدم .
باصورتی که از اشـک
خیس شـده بود گفت :
ممنــونم استـاد
گفتـم:
چقدر زیبـا اجـرا کردی
گفـت :
مــادرم
یک ماهـه که بیمارسـتانه
سـرطان داره
و شرایط رضایـت بخشی نداره
اون صـدای زیبـایی داره
همیشه آرزوش این بـوده که
منـو کلاس بفرســته تا بتـونم
بخونـم چون خودش هیـچ وقت
شرایطش رو نداشــت
من ابتـدا علاقـه ای نداشــتم
اما وقتـی صـدای شما و
خونـدن دوسـتان رو شنیـدم
کم کم علاقمنـد شـدم
که بتـونم خوب بخـونم
تا لااقـل خواسـته ی مادرمـو
انجـام بـدم
دیـروز دکترش گفت :
شیمی درمانی مادرم جـواب داده
وضعیتـش کنتـرل شـده و
رضایـت بخشـه
و تا چنـد روزه دیـگه
مــرخص میشـه
از دیـروز صد بار
این ترانـه رو تمــرین کردم
که وقتی مادرم میـاد
براش بخـونم
میدونم که صبـورانه منو تحمل کردین
از تمام زحمـت هاتون ممنــونم
بغـض راه گلومـو گرفتـه بود
از صمیـم قلبـم خوشحال بودم
برای مــادرش و همینطور خـودش
میخوام بـگم :
گاهی بایـد بیشـتر به آدمـا فرصـت داد
بایـد بیشتـر هـواشونو داشـت
بایـد بیشـتر صبـوری کرد
اگر اهـل تغییـر باشـه میفهــمه
اگرم نـه با احتـرام فاصـله بگیـریم
و به حال خـودش رهـاش کنیـم
چون هیـچکس رو نمیشـه تغییـر داد
مــگر ایـنکه خـودش بخـواد
که تغییـر کنـه ...
#ژیلا_معصومی
📕🍁 https://t.me/ld_idl
Post #3624
107