Post #9253
124
برای همین خوبه آدم یه سری قلقهای خودشو بدونه. مثلا من میدونم در این برههی زمانی برای من مدیتیشن و یوگای ملایم جواب نیست، من باید پدر خدابیامرزم در بیاد با یه فعالیت تا حس کنم میتونم از پس زندگی بربیام. باغبونی شدید، بوکس، دویدن و... آرام و ملو تکونم نمیده حوصلمو سر میبره. باید جونم در آد تا غمم ته نشین شه حالم جا بیاد با تمرکز برم سراغ کارم. مثلا همین الان، جاتون خالی از دروی سرعتی علفها با داس برگشتم و پدر خدابیامرزم در اومد. خودمو خشک و ترتمیز کردم با انرژی میرم پیکارم. حالمم مساعدتره.