Post #9183
47

بسیار چیزهاست که لازمه بهش فکر کنم و براش اقدام کنم. منتها بنده امروز لازم دارم چوب تیلیت کنم و تو پارافین بغلتونم بذارم یه گوشه واسه آتیش. تمرینی برای اینکه انقدر دم به دم حس نکنم از غافلهی عمر جا ماندم. به خودم میگم دمی آسوده خاطر باش کله گردالی. شاهد درگیریهای ذهنی بنده هستید، اخیرا این یکی از علتهاییه که نمیتونم درست و حسابی از چیزی لذت ببرم. انگار خودم رو محق نمیدونم یکم استراحت بدم با اینکه چیزهای سنگینی رو گذروندم. هی میخوام بجنبمم انگار سگ گرسنهی اصحاب کهف دنبالم کرده یا ساعات نهایی آخر الزمانه و دیگه مهلتی ندارم. دارم باهاش مواجه میشم تا راست و ریسش کنم. مینویسم تا یادم نرود.