فرزانه کجا میداند
لذت رسوایی
دیوانه کجا میخواند
دفتر دانایی
چون لاله اگر بگزیدم
گوشهی صحرا را
حال دگری دیدم
در حالت تنهایی
همچون سرو سهی
دارم دست تهی
آزاده و آزادم
بر گل سایه فکن
گل در سایهی من
من بیثمر افتادم
عشقت توفان
دل همچون دریا باشد
این دریا را
خواهم توفانزا باشد
ای بیگانهی دل
شو همخانهی دل
من شمع سحرگاهم
لبخند سحر خواهم
برگو به صیادم
به کنج قفس بردی از یادم
چو شاد از جفایی
چه غم با جفای تو شادم
با من نیامیزی
ز تاثیر آهم نپرهیزی
چنان سایهی بخت من
از کنارم گریزی
بر پا کنی آشوب قیامت را
بنمایی اگر آن قد و قامت را...
شاعر: نواب صفا
آهنگسازی: پرویز یاحقی
@Kume_ava
#مرضیه #نواب_صفا
#پرویز_یاحقی #آهنگ