کتاب صوتی
قهوهٔ سرد
آقای نویسنده
روزبه معین
تلاش کردم از ماشین
بالا برم پشت ماشین
دوتا دیگ بود
سعی کردم آرومتر
نفس بکشم و صدایی
در نیارم باید نقشه
رو تغییر میدادم
سعی کردم آینده و
هر اتفاقی که ممکنه
رخ بده رو حدس
بزنم انگار یبار هم
که شده شانس بامن
یار بود
قسمت قبل
Post #6544
124