.
ادبیات کلاسیک معاصر
کتاب چهارم فصل اول
در آن هنگام که کشور
پنگوئن در جهل و بربریت بود
کشیش اوژید اوکوپیس " به
تحصیل ادبیات، فیزیک و
کیمیا مشغول بود. ... در
همان زمان کاتولیکها بر
اصلاحطلبان فائق آمدند و
مدعی بودند مذهب را از
اعمال خرافاتی پاک خواهند
کرد. مورخ کاپیتو "
مسخ مرغان قطبی را انکار
کرد و قرن فلاسفه نیز
نوشت « قوم پنگوئن معلوم
نیست از کجا آمده است و
نژادشان مخلوط شده » پس
از یکدوره انقلابات خونین،
حکومت جمهوری " اعلام شد.
تمام ناقوسها به گلوله تبدیل
شد ...
فصل دوم
ملت غالب املاک را از
چنگ روحانیون درآوردند و
در جنگ با دشمنان خارجی و
داخلی نیروی نظامی تدارک
کردند ولی همان نیرو
سبب سقوط خود او گردید.
... بالاخره قوم پنگوئن موفق
شد تا حکوتی عامه تشکیل
دهد؛ حکومت جمهوری که
از یکدسته سرمایهدار که
عقاید خود را بهوسیلهٔ جراید
منتشر میکردند و زمام اختیار
نمایندگان مجلس و
رئیسجمهور را در دست
داشتند... بهبهانهٔ
میهن پرستی با دول صنعتی
بزرگ سلاحهای مخرب ساختند.
.. پروفسور اوبنوبیل « جنگ
یک نوع وحشیگری است...
کشورهای دموکراسی طالب
صلحاند... » دانشمند پنگوئن
به شهرهای عظیم صنعتی رفت
... وارد مجلس شد و از
نمایندگان شنید « جنگهای
صنعتی لازم است و بر تولید
ما میافزاید، جنگ مس، زغال
و پنبه، هشتمیلیون دلار » با
خود گفت « اکنون جنون و
شرارت بشر علاجپذیر نیست
عاقلی باید بمب را منفجر کند
وجدان عمومی اصلا وجود
ندارد »
کتاب پنجم
جمهوری پنگوئن مخالفینی
پیدا کرد... چه یهودی چه
مسیحی فقر و بدبختی را
تقویت کردند... کشیشی بهنام
آرگاریک" در مکتب خود درس
اخلاق و شرعیات میداد...
اندیشههای سیاسی نیز داشت.
از نقشههای شیطانی او این
بود که بنیان جمهوری را برکند.
زیرا حکومت جمهوری با جمعیت
کشیشان و انجمن مؤمنین در
نبرد بود. به پدر روحانی
کورنموز " گفت « ما قادریم
ملت پنگوئن را نجات دهیم...
ما میتوانیم مخفیانه همهجا
نفوذ کنیم بزرگترین
فرماندهان جنگ در اختیار
منند » کورنموز گفت « بهتر
نیست این جمهوری کثیف را
بهحال خود بگذاریم. شاید
بهجای آنکه نابودش کنیم
قویترش کنید... بیجهت
خود را به مهلکه نیندازیم. توده
را برعلیه ما خواهد کرد... و
توده باور میکند « اصل
مذهبی ما این است؛ وجود
کمال مطلوب است » بگو
در کدام کشور میتوانیم
نذورات و شراب مقدس
بفروشیم؟ چهکسی با زمزمهٔ
خفیف و یک جنباندن لب بهما
طلا میدهد؟ اگر چهل سال
گناه گناهکاران را بفروشم و
ببخشم اینقدر گیرم نخواهد
آمد. من از دولت امتیاز یک
خط آهن گرفتهام. جمهوری
برخلاف تصور شما چندان
هم با ما بد نیست » این
بهترین و بدترین خصیصهٔ
کشیشان بود. آرگاریک با
کشتی سنمائل سفر کرد.
👤 آناتول فرانس
📚 جزیرهٔ پنگوئنها
ترجمه محمد قاضی
انتشارات امیرکبیر
پایان قسمت ۹
Post #6540
113
کتاب دانش 📖 📚 ... کتاب سوم قرون وسطی و دورهٔ تجدد ( رنسانس ) فصل اول بریان متقی و ملکه گلامورگان کراکن با تاج ، ترس، عشق و احترام در دل ملت برمیانگیخت. سلاطین آلکا دائم در جنگ و جدال بودند. بریان متقی عیسوی بود و به علم و ادب علاقه داشت. این پادشاه جشنهایی در…