کوروش را از تاریخ ایران جدا نکنید
کوروش کبیر برای ایرانیان بخشی از تاریخ ملی ایران است؛ برای یهودیان نیز، بهواسطه روایت کتاب مقدس درباره بازگشت تبعیدیان و بازسازی معبد، جایگاهی ویژه دارد. همین واقعیت نشان میدهد که میراث یک شخصیت ایرانی میتواند در حافظه تاریخی ملتها و ادیان مختلف حضور داشته باشد.
اما هیچکس حق ندارد این میراث را از بستر تاریخی ایران جدا کند و فقط بخش سودمند آن را برای سیاست خود بردارد.
اگر کوروش برای شما چنان بزرگ است که میتوانید ترامپ را در کنار او بنشانید، پس باید بپذیرید که نام کوروش پیش از آنکه وسیله تبلیغاتی سیاستمداران امروز باشد، متعلق به تاریخ ایران است. اگر او را بهعنوان پادشاهی میستایید که در سنت یهودی با رهایی از تبعید پیوند خورده است، نمیتوانید همزمان از روایتی دفاع کنید که ایران را بهطور کلی در جایگاه دشمنی تمدنی قرار میدهد.
این تناقض با ضرب یک سکه حل نمیشود.
کوروش کالایی نیست که هرگاه به مشروعیت تاریخی نیاز داشتید از وی استفاده کنید و هرگاه به دشمنسازی سیاسی نیاز داشتید، تمدنی را که او نماینده آن است تحقیر کنید.
البته مسئولیت این تناقض متوجه همه یهودیان یا همه غربیها نیست. موضوع، آن دسته از جریانهای سیاسی است که از تاریخ بهصورت گزینشی استفاده میکنند و آن را به ابزار مشروعیتبخشی به قدرت معاصر تبدیل میسازند.
میراث غرب را نمیتوان با تحقیر ایران بزرگتر کرد
اگر روبیو خود را وارث تمدن غرب میداند، باید بداند که میراث غرب فقط مجموعهای از پیروزیهای نظامی و خاطرات جنگی نیست. میراث تمدنی، پیش از هر چیز، توانایی شناخت دیگری، فهم تفاوتها و پذیرفتن این حقیقت است که جهان، پیش از شکلگیری قدرتهای امروزی نیز تاریخ داشته است.
ایران برای اثبات جایگاه خود به دشمنی با یونان نیاز ندارد. یونان نیز برای اثبات عظمت خود به تحقیر ایران نیاز ندارد. اما هنگامی که یک سیاستمدار، تاریخ یک جنگ باستانی را به روایت سیاسی امروز پیوند میزند و از آن برای تعریف هویت تمدنی دولت خود بهره میگیرد، باید آماده باشد که همان تاریخ از زاویهای دیگر نیز بررسی شود.
ایران هخامنشی صرفاً نام دشمنی در کتابهای تاریخ یونان نیست. همانگونه که یونان باستان صرفاً نام یکی از رقبای ایران نیست. هر دو بخشی از تاریخ پیچیده جهاناند؛ تاریخی که در آن جنگ، قدرت، دانش، رقابت و تعامل در کنار یکدیگر قرار داشتهاند.
آمریکا میتواند به یونان افتخار کند؛ اما حق ندارد از این افتخار، مجوز تحقیر دیگران بسازد.
پاسخ نهایی ایران به روبیو
آقای روبیو!
شما در آتن از گذشته سخن میگویید تا برای قدرت امروز آمریکا ریشه تمدنی بسازید. اما هیچ ملتی با پایین کشیدن دیگران بزرگ نمیشود و هیچ دولتی با انتخاب گزینشی از تاریخ، صاحب تمدن نمیشود.
اگر از خشایارشا سخن میگویید، از کوروش نیز سخن بگویید. اگر از آکروپولیس میگویید، پاسارگاد را نیز از تاریخ جهان حذف نکنید. اگر یونان را سرچشمه بخشی از میراث غرب میدانید، سهم ایران و دیگر تمدنها را نیز به رسمیت بشناسید.
و اگر رئیسجمهور شما شایسته آن دانسته میشود که تصویرش کنار کوروش کبیر قرار گیرد، دیگر نمیتوان با یک روایت یکسویه از جنگهای ایران و یونان، تمام ایران را در جایگاه دشمن تمدنی نشاند و انتظار داشت کسی درباره این تناقض سؤال نکند.
شما نمیتوانید کوروش را برای بزرگ کردن ترامپ قرض بگیرید، خشایارشا را برای کوچک کردن ایران به کار ببرید و سپس از میراث تمدنی غرب بهعنوان سند برتری خود سخن بگویید.
ایران نه برای تاریخ داشتن به اجازه واشنگتن نیاز دارد، نه برای شناختن کوروش به تأیید تلآویو، و نه برای دفاع از جایگاه تمدنی خود باید از گذشتهاش اسطورهای بیخطا بسازد.
تاریخ ایران، با تمام عظمتها و خطاهایش، متعلق به خود ایران است؛ همانطور که تاریخ یونان متعلق به یونان است. هیچ سیاستمداری حق ندارد یکی را به معیار سنجش دیگری تبدیل کند و از این راه برای دولت خود امتیاز تمدنی بسازد.
آقای روبیو! اگر واقعاً از تمدن سخن میگویید، نخست این حقیقت را بپذیرید: جهان پیش از آمریکا نیز تاریخ داشت؛ ایران پیش از آمریکا نیز تمدن داشت؛ و هیچ قدرتی، هرقدر هم نیرومند، نمیتواند با مصادره گذشته دیگران برای خود شناسنامه تاریخی صادر کند.
این است پاسخ ایران به روایت انحصارطلبانه شما: نه انکار تاریخ یونان، نه تقدیس بیچونوچرای تاریخ ایران، بلکه رد این ادعا که یک دولت معاصر حق دارد تاریخ جهان را به نفع خود مصادره کند.
تمدن ایران برای ایستادن به تریبون شما نیاز ندارد؛ این تریبون شماست که برای سخن گفتن از تاریخ جهان، ناگزیر است وجود تمدنهایی را بپذیرد که پیش از آمریکا به جهان معنا دادهاند.
https://t.me/kriyaassess
Post #75383
1.07K