🟥فصل ششم از زندگیم
لعیا :اینجا چیکار میکنی؟
هوشنگ ابرویی بالا انداخت
و گفت:
مادرت بهت یاد نداده
از مهمون چه جوری
پذیرایی و استقبال میکنن؟؟
نیشخندی بهش زدم
و گفتم:
گمشو از اینجا
برو بیرون زود باش!
هوشنگ خندهای کرد
و گفت :
مثل اینکه یادت رفته
چه عکس و فیلمهایی
دست من داری
بلبل زبون شدی....
درو هول داد
و به زور وارد خونه شد
ادامه داره...
@kodaknojavan🌿🌷
Post #90401
144