🎴هشدار به خانواده ها
داستان ترانه«۵۱۲»
فهمیده بود که یه اتفاقی
برام افتاده
اما ترجیح میدادم که
لاله از این موضوع با خبر نشه !
میدونست که با یه نفر
در ارتباطمو به قول خودش
نگرانم شده بود
ولی هیچ وقت جرات نکردم که
با هوشنگ آشناش کنم
اصلاً خجالت میکشیدم
بهش بگم با کسی که
همسن پدرمه
رفتم توی رابطه
و حالا هم بلا سرم آورده
و ازش حامله شدم.
این دو ماهی که گذشته بود
برام مثل کابوس بود
وقتهایی که فکر میکردم
هوشنگ با عکس و فیلمهایی که
داشت
تهدیدم میکرد
و مجبور بودم برم خونهش
تا باهاش رابطه داشته باشم
دوست داشتم که خودمو بکشم .
سری تکون دادم
تا از فکر و خیال در بیام
وقتی رسیدیم
فوراً پیاده شدم
و گفتم :
@kodaknojavan🌷🌿
Post #90243
120

- ❤ 1