🟥فصل ششم از زندگیم
نگاهم افتاد به لاله که
تند تند جزوه مینوشت
پوزخندی روی لبم نشست 😏
این یک ماه انقدر حال و روزم
به هم ریخته بود که
از درس و دانشگاه
هیچی نمیفهمیدم
همه استادا هم
از دستم شاکی شده بودند.
بعد کلاس با لاله و طناز رفتیم
سمت سلف دانشگاه
همین که وارد شدیم بوی غذا که
به دماغم خورد
حالم به هم خورده
فورا برگشتم عقب
که لاله با تعجب گفت:
چی شد 😳
ادامه داره...
@kodaknojavan🌿🌷
Post #90255
129
- ❤ 1