امروز که داشتم گالری گوشیام را مرور میکردم، با دیدنش یاد این متنم افتادم:
درماندگی ژرفترین لحظهٔ هشیاری است؛
همانجاست که
کوه یخین ابهام فرومیخروشد
و برج بلورین اوهام فرومیشکند.
همانجاست که خِرد میروید
و نبوغ میشارد
و آنگاه ابر یارندگی چندان میبارد
که گنداب فسردگی را
به خلاب عدم فرومیبَرد.
Post #372
359
خاطرنشان انگار یه آدمه که از فرط خستگی و ناامیدی زانو زده و همزمان از سرش رونهٔ طراوت جوونه زده.
- ❤🔥 3
- ❤ 3
- 👍 3
- 👏 2