اگر چه شعر برای دلم مسکن بود
نوشتن از تو فقط دردهای مزمن بود
و من که خواسته بودم تو را نگه دارم
به احمقانهترین شیوهای که ممکن بود
تو رود بودی و در فکر رد شدن بودی
کدام رود در آغوش کوه ساکن بود؟
درون آینه می بینمش غریبانه
کسی که بی تو شکسته، اگر چه کمسن بود
دلم گرفته برایت، دلی که هر شب و روز
قسم به اسم تو میخورد و سخت مومن بود
دلم که قلعهی یخ بستهای میانهی کوه
دلم که بعد تو مانند خانهی جن بود
بعید بود که من عاشق کسی بشوم
تو آمدی و شد آنی که غیر ممکن بود
#حسین_سیدبر
Post #79
27
Forwarded from من خودم هستم
- ❤ 3